کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60
جمعه 10 آبان 1398 ساعت 04:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه هفتم از دوره شصت و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران سفر دوم، با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری همسفر مونا با دستور جلسه "رابطه یادگیری و معرکه‌گیری" در روز چهارشنبه 98/8/8 رأس ساعت 9:20 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان حسین هستم مسافر

امیدوارم که حالتان خوب باشد. حال من هم بحمدالله خوب است.

برخی می‌گویند ما در سال گذشته 400 هزار نفر را به درمان رسانده‌ایم. در یک جلسه‌ای بودیم و یک خانمی صحبت می‌کرد که ما در سال گذشته به 400 هزار معلم پرورشی آموزش پیشگیری از اعتیاد دادیم. دکتر حاج رسولی عصبانی شد و گفت: خانم شما اگر بخواهید 400 هزارتا بز را از این‌طرف خیابان به آن‌طرف خیابان ببری، خودش 5 سال طول می‌کشد! ما در کنگره 60 مرکز داریم، بیش از 2000 کمک راهنما و بیش از 400 مرزبان و ایجنت داریم، سعی می‌کنیم که برسیم به مرز 5000 رهایی در سال. بعضی‌ها معنای اعداد را نمی‌دانند! در کنگره هفته‌ای 100 رهایی داده می شود و این خیلی زیاد است. ما ماهیانه 400 رهایی می‌دهیم، بدون اینکه کوچک‌ترین هزینه‌ای برای دولت داشته باشد، رهایی از جنسی که واقعاً به رهایی می‌رسند.

خوشبختانه بیداری مدنظر ما در کنگره دارد به وجود می‌آید و می‌بینیم که در آستانه برگزاری جشن گلریزان، بچه‌ها چند هفته جلوتر به استقبال رفته‌اند و این کار را انجام می‌دهند که کار سبک‌تر بشود و این بسیار خوب است و در حقیقت دارند به خودشان کمک می‌کنند. آن‌ها این حرکت زیبا را یاد گرفته‌اند که دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند. دیگران تلاش کردند تا ما به رهایی برسیم و حالا ما کمک می‌کنیم تا دیگران به رهایی برسند.

چند نکته:

همسفرانی که وارد سفر دوم می‌شوند، حتماً باید راهنما و اسیستانت آن شعبه، برگه را امضا کند. خانم کماندار به من ‌گفت همسفری از شهرستان آمده و دفتر سی‌دی‌هایش را آورده ولی حواسش نبوده که باید راهنما و اسیستانت شعبه آن را امضا کند.

نکته بعدی:

کسی می‌تواند استاد بشود که در شش ماه گذشته در کنگره حضورداشته باشد. از یک راهنما می‌خواهد تجلیل بشود، راهنمایش 5 سال است که به کنگره نیامده، کسی که 4 است کنگره نیامده دیگران را نمی‌شناسد؛ اصلاً حس موجود را ندارد چون کنگره به‌روز است. ما اگر یک هفته به کنگره نیاییم کلی عقب می‌افتیم. کسی می‌تواند استاد جلسه بشود که در شش ماه گذشته فعال باشد مگر در شرایط استثنایی با صلاحدید ایجنت، مرزبان یا دیده بانان. راهنمایی که بعد از چند سال در جایگاه استادی می‌نشیند، نه کسی او را می‌شناسد، نه با دستور جلسه و نه با فضا آشناست و آن حس برقرار نمی‌شود. تنها کاری که چنین شخصی می‌کند این است که در تولد و یا تجلیل آن فرد را خراب می‌کند. این قضیه برای همه همسفران و مسافران صادق است که سعی کنید تعصبی نداشته باشید.

نکته بعدی:

در کنگره هیچ‌کس- چه مسافران و چه همسفران- این حق و این اجازه را به‌صورت انفرادی ندارد که کسی را از کنگره اخراج کند. راهنما حق ندارد به رهجو بگوید که از لژیون یا از کنگره اخراجی؛ یا اسیستانت یا دیده بانان کسی را از کنگره اخراج کنند. فقط من به‌عنوان بنیان کنگره و نگهبان کنگره این اختیار را دارم که من هم استفاده نمی‌کنم. تیغ دست زنگی مست نیست که هرکسی را بزند! دست من هست ولی من تا حالا استفاده نکردم و بازهم استفاده نمی‌کنم. اگر رهجویی مشکل دارد راهنما دست او را می‌گیرد و به مرزبانی مراجعه می‌کند و می‌گوید که من به این آقا یا خانم نمی‌توانم سرویس بدهم، من هر چه که بلد بودم به او آموزش دادم اما دیگر نمی‌توانم شاید یک راهنمای دیگر بتواند به او کمک کند. بازهم مرزبان نمی‌تواند بگوید تو اخراجی؛ اگر خواستند کسی را اخراج بکنند باید حتماً کمیته انضباطی تشکیل بشود و در کمیته انضباطی حتماً باید اسیستانت و مرزبانان حضورداشته باشند. ما بیش از یک سال هم اخراج نداریم. آن‌هم به خاطر این است که قدر آمدنش به کنگره را بداند. پس ما اخراج نداریم و فقط می‌توانند در کمیته انضباطی که متشکل از اسیستانت یا ایجنت و مرزبانان هست تشکیل جلسه بدهند و برای یک مدت کوتاه به شخص متخلف بگویند که کنگره نیا نه اینکه اخراجی. ما اصلاً کلمه اخراج کردن را نداریم.

نکته بعدی:

«ادب شخص به ز دولت اوست» درخت هر چه بارش بیشتر است، سرشاخه‌هایش پایین‌تر است. درختان سیب وقتی‌که پربار می‌شوند شاخه‌هایش می‌آیند پایین تا حدی که شاخه‌ها به زمین می‌رسند. سیب‌ها را که می‌چینی شاخه‌ها بالا می‌روند. پس آدمی که پر باشد سرش پایین است، افتاده است. اگر جاهل و نادان باشد سرش بالاست و گردنش را بالا می‌گیرد. بنابراین باید با مردم با ادبیات خوبی صحبت کنیم. یک مسافر یا همسفر که به اینجا می‌آید مطمئن باشید که حالش خراب است، اگر حالش خراب نباشد که کنگره نمی‌آید. همه ما به‌اتفاق همدیگر کنگره را درست کرده‌ایم و اعلام کرده‌ایم که هر کس مصرف‌کننده مواد مخدر است به کنگره بیاید و به‌پاس احترام به آن مصرف‌کننده اعضای خانواده‌اش هم تشریف بیاورند. کسی بگوید که من دکترا دارم می‌خواهم بیایم کنگره ما می‌گوییم نه تو نمی‌توانی وارد کنگره بشوی، تو نمی‌توانی مسافر بشوی. مهم این است که شما یک نفر را که حالش خراب است درست کنید. مثل قدیم که اگر کسی می‌خواست صوفی بشود از او امتحان می‌گرفتند اگر همه‌چیزش مرتب بود اجازه می‌دادند وارد حلقه آن‌ها بشود. اگر شما یک آدمی که مشروب‌خوار است و یا مواد مصرف می‌کند و یا آدم خلافی است را درست کردی مَردی، اگر به چنین فردی خدمت کردی مردی. راهنمای مسافر و راهنمای همسفر باید این هنر را داشته باشد که چنین فردی را جمع کند و تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند به او توهین بکند. «تنبیه کردن» با «توهین کردن» دو مقوله متفاوت است. اگر حکم اعدام یک نفر را صادر کردند شما می‌توانید اعدامش کنید ولی نمی‌توانید به او توهین کنید و یا فحش و ناسزا بدهید. ما در هیچ شرایطی نمی‌توانیم به افراد توهین کنیم حتی اگر فرد به ما توهین کرد. ما در تمام سطوح کنگره 60 باید با مردم با احترام و مروت برخورد کنیم.

در نظر داشته باشید یک حرف و یک حرکت ساده شما می‌تواند زندگی یک طایفه را به هم بریزد. ممکن است فرد به خاطر حرف شما از کنگره قهر کند و برود و دیگر نیاید. ممکن است فرد با یک حرف شما برنجد و از بین برود. همه ما باید مراقب صحبت کردنمان باشیم. اگر یک‌زمانی خواستید تنبیه کنید، تنبیه بکنید ولی توهین نکنید. جان کلام این است که بین تنبیه و توهین تفاوت است.

در خصوص دستور جلسه:

دستور جلسه امروز ما یادگیری و معرکه‌گیری است. همه ما با این دستور جلسه آشنا هستیم چون همه ما معرکه‌گیر هستیم. چون انسان همه را می‌پیچاند و سر همه کلاه می‌گذارد حتی سر خودش را هم کلاه می گذارد. وقتی نمی‌تواند یک کار منطقی را انجام بدهد سعی می‌کند تا دیگران را وارد بازی کند، دیگران را مقصر جلوه دهد و برای فرار مشکل را گردن دیگران بیندازد.

در قدیم معرکه‌گیری بود اما الآن نیست، الآن همه در فضای مجازی معرکه‌گیری دارند. در قدیم یک پهلوان و یا مارگیری بود که مردم دورش جمع می‌شدند و او با مار و یا با پهلوانی کارهایی می‌کرد. معرکه‌گیری در جنگ هم بود، کسی که در آخرین مراحل جنگ بود شروع می‌کرده به چرخیدن و معرکه گرفتن که درنهایت خودش از بین می‌رفت و خیلی‌ها را هم با خودش از بین می‌برد. ما به جمع‌کردن یک عده‌ای به دور خودمان معرکه‌گیری می‌گوییم. شاگرد در لژیون ناموفق است، تمام تقصیرها را به گردن راهنمایش می‌اندازد؛ در خانواده فرد در انجام وظایفش کوتاهی می‌کند، وقتی به او گوشزد می‌کنند یک سری مسائل دیگر را جلو می‌کشد؛ مثلاً آقا می‌آید خانه و خانم غذا درست کرده است می‌گوید خانم غذای شما کمی شور است و خانم جواب می‌دهد یادت هست مادرت چه آشغال‌هایی درست می‌کرد حالا غذای من شور است؟! و یا خانم می‌گوید که آقا خرجی بده و آقا جواب می‌دهد مگر پدرت به تو خرجی می‌داد؟ نان نداشتید بخورید! و مسائل دیگر. به‌جای اینکه مشکل را برطرف بکند مسائل دیگری را مطرح می‌کند، این همان معرکه‌گیری است. بعضی‌ها سعی می‌کنند یاد بگیرند، وقتی گفته می‌شود نمک غذا زیاد است سعی می‌کند نمک را کم کند؛ وقتی گفته می‌شود خرجی نمی‌دهی، یاد می‌گیرد که خرجی خانه را بدهد. ساده‌ترین مثال این است که بارها گفته‌ام، یک لیوان چای روی فرش است و فرد با لگد می‌زند این لیوان روی فرش می‌ریزد، اولین حرفی که می‌زند این است که چه کسی این لیوان چای را اینجا گذاشته؟! نمی‌گوید که آیا تو چشم نداری که به زیر این لگد زده‌ای؟! مثل الآن که رسم شده شما مشکلی داری می‌روی پیش یک متخصص او می‌نشیند و کندوکاو می‌کند و بعد از چندین جلسه می‌گوید که اگر تو دپرس هستی و افسردگی داری به خاطر این است که موقعی که تو بچه بودی مادرت با زن همسایه دعوایش شده و در حین دعوا یک قابلمه پرتاب کردند و شیشه شکسته و از آن روز تو آدم افسرده‌ای شده‌ای!! خب، حالا که چه؟ اگر تو افسرده هستی به این دلیل است که تو حرکت و تلاش و ورزش نمی‌کنی، تغذیه و خوابت درست نیست، صبح تا شب در فضای مجازی هستی، همه‌چیزت به‌هم‌ریخته است و انواع و اقسام قرص‌های جورواجور می‌خوری، این‌ها مشکل توست. این هم یک نوع معرکه‌گیری است.

اگر من درس نخوانده ام تقصیر دیگران است، اگر من در کار شکست خورده ام تقصیر جامعه است، اگر من مواد مصرف می‌کنم تقصیر جامعه است چرا باید سر هر چهارراهی مواد مخدر باشد! اگر چاقو نبود من چاقوکشی نمی‌کردم! مواد مخدر هست ولی خیلی‌ها نمی‌کشند، مشروب همه‌جا هست ولی خیلی‌ها مصرف نمی‌کنند.

در قدیم در اثر مصرف مشروبات الکلی ما شاهد چاقوکشی بودیم. فیلم‌های قیصر و گوزن‌ها هم مال همان زمان بود که داستان چاقوکشی در آن به تصویر کشیده شده بود. خوشبختانه الآن دیگر چاقوکشی نداریم. در زمان قدیم مواد و مشروبات الکلی بود الآن هم هست، خداوند همه این چیزها را به ما داده؛ ولی خداوند یک‌چیزی هم به نام «عقل» به ما داده که ما از آن استفاده کنیم، خداوند همه‌چیز خلق کرده هم خوب و هم بد؛ چون این چیزها از دیدگاه ما بد است اما از دیدگاه خداوند بد نیست؛ از دیدگاه هستی ما بد نداریم؛ کاربرد نادرست این‌ها بد است. مگر چاقو بد است؟ اگر چاقوکشی کنی بد است، مگر تریاک بد است؟ تریاک همان نوشدارو است و بزرگ‌ترین خدمت را به بشریت می‌کند، سیانور بد است؟ سیانور کاربرد بسیاری دارد ازجمله در صنایع عکاسی؛ ما نمی‌توانیم چیز بد پیدا کنیم، هر چیز که در جایگاه خودش استفاده نشود بد است. شیطان هم همین‌طور، او در جایگاه خودش وظیفه خودش را دارد انجام می‌دهد ولی اگر ما از او استفاده کنیم بد است. او دارد به‌عنوان یک نیروی مکمل کار انجام می‌دهد؛ نیروهای مثبت و منفی در حال کشمکش هستند که در اثر این کشمکش زندگی ادامه دارد. لازمه ادامه زندگی ما در زمین ادامه مشکلات است اگر مشکلات را از ما بگیرند ما در کره زمین نمی‌توانیم زندگی کنیم. بنابراین، همه‌چیز هست و ما باید از تدبیر عقلمان استفاده کنیم تا چه‌کاری را انجام بدهیم و چه‌کاری را انجام ندهیم.

نفس انسان سرخود انسان کلاه می‌گذارد. یکی از بچه‌ها آمد پیش من و گفت من الآن ده روز است که دارم روزه می‌گیرم. گفتم تا جایی که من خبردارم تو در ماه رمضان روزه نمی‌گیری الآن چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ات هست؟! گفتم خداوکیلی بگو. گفت که مهندس من صبح که باید 3 سی‌سی شربت تریاک بخورم چون می‌خواهم روزه‌بگیریم چهار و نیم سی‌سی شربت می‌خورم تا مرا نگه دارد! او آمده افراط در مصرف دارویش را به یک کار عبادی بسته؛ اینجا دارد خودش سر خودش را کلاه می‌گذارد و یک گریزگاهی پیدا می‌کند که خودش را راضی کند. هیچ فسادی انجام نمی‌گیرد مگر اینکه لباس تقوا به تن داشته باشد. این از عهده همه انسان‌ها برمی‌آید. من در کنگره 60 فعالیت نمی‌کنم شروع می‌کنم به معرکه‌گیری کردن؛ فرد یک مسئولیتی دارد شروع می‌کند به خلاف کردن، روابط غیرقانونی برقرار کردن، روابط مالی برقرار کردن، وقتی او را می‌گیرند شروع می‌کند به فضاسازی و معرکه‌گیری.

در تمام قسمت‌ها راهنمایان و مسئولین بدانند که بعضی افراد به‌جای اینکه یاد بگیرند شروع می‌کنند به معرکه‌گیری. این را باید ما متوجه باشیم؛ یکی اینکه خودمان معرکه‌گیری نکنیم و دیگر اینکه اگر افراد معرکه‌گیری کردند متوجه باشیم. این مسئله در تمام سطوح ممکن است باشد؛ در خانواده، در زندگی، در محل کار، در کنگره و ... خوشبختانه این مسئله معرکه‌گیری کمتر شده است؛ کافی است آن را بشناسیم و در مقابلش درست عمل کنیم.

از اینکه به حرفهای من توجه کردید از همه شما متشکرم.

منبع: سایت مرکزی کنگره 60

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: