کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شهرری
یکشنبه 15 دی 1398 ساعت 01:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مسئول وبلاگ: همسفر منصوره | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

جلسه چهاردهم از دوره سی‌ام کارگاه‌ آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شهرری با استادی دیده‌بان محترم مسافر علی اشکذری، نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من در روز شنبه چهاردهم دی‌ماه 1398 ساعت 17 آغاز به کارکرد.

دستور جلسه امروز راجع به کمک کنگره به من و کمک من به کنگره است. در کنگره اول چیزهایی را به ما یاد می‌دهند و بعد از ما می‌خواهند که انجام بدهیم هرکسی باید خودش بفهمد. در کنگره همیشه این‌جوری هستیم، آموزش، تجربه و تفکر یعنی اول یاد می‌دهد آموزش می‌دهد و بعد می‌گوید روی این آموزش خودتان فکر کنید و تعقل کنید اگر دیدید خوب است بروید انجام بدهید اگر دیدید خوب نیست و به درد شما نمی‌خورد و خوشتان نمی‌آید و اصلاً نمی‌پذیرید لازم نیست که انجام بدهید.

بعضی از گروه‌ها می‌گویند آموزش و تجربه یعنی چیزی را که گفته‌ایم باید بروید و انجام بدهید؛ ولی رویه ما مانند رویه قرآن است. در قرآن مطالب را می‌گوید و بعد می‌گوید تَعَقّلوا یعنی به عقل خودتان رجوع کنید اگر عقل شما می‌پذیرد بروید و انجام بدهید اگر عقل شما نمی‌پذیرد انجام ندهید. ما در کنگره و آموزش‌های کنگره روی آموزش، تفکر و تجربه پیش می‌رویم. اول مطلب را یاد می‌گیریم بعد روی مطلب فکر می‌کنیم و می‌بینیم و دودو تا چهارتا می‌کنیم و حساب‌وکتاب روی آن می‌کنیم و می‌بینیم که خوب است انجام می‌دهیم و اگر دیدیم که خوب نیست دیگر ما خودمان مختار هستیم که آن را انجام بدهیم یا ندهیم.

به خاطر همین دستور جلساتی که ما داریم همگی همین کار را انجام می‌دهند. کار آموزش را انجام می‌دهند که من آموزش خود را می‌گیرم بعد روی آن فکر می‌کنم و بعد آن را انجام می‌دهم. دستور جلساتی هم داریم که در مورد وادی‌ها صحبت می‌شود زنگ تفریح بین وادی‌ها دستور جلسات دیگری است که آن وادی‌هایی را که یاد گرفته‌ایم می‌توانیم در این دستور جلسات کاربردی کنیم و فرصتی است برای اجرای آن وادی‌هایی که یاد گرفته‌ایم. اگر همه وادی‌ها پشت سر هم باشند خب کی فرصت برای کاربردی کردن آن داشته باشیم؟

این دستور جلساتی که بین وادی‌ها می‌آید به خاطر کاربردی کردن وادی‌ها هست که آن چیزی که در وادی یاد گرفته‌ایم کاربردی کنیم. وادی اول و بعد دستور جلسه بعدی که تفکر در آن دستور جلسه مثلاً فضولی و یا هر دستور جلسه‌ای که هست. در اصل آن آموزش‌ها را در آن وادی پیاده می‌کند و آن را کاربردی می‌کنیم و روبه‌جلو می‌رویم.

دستور جلسه امروز کمک من به کنگره است، کنگره یک سری آموزش‌ها را به ما می‌دهد و اگر شما دوست داشتید کمک کنید و اگر دوست نداشتید کمک نکنید. اگر دیدید باعقل شما جور درمی‌آید کمک کنید اگر دیدید باعقل شما جور درنمی‌آید کمک نکنید. اگر می‌گوییم که کنگره فلان است وظیفه‌اش است، این هم مسئله‌ای ندارد شما کمک نکنید. ما باید آموزش‌ها را بگیریم و آن‌ها را کاربردی کنیم تازه در مرحله انجام دادن ما یاد می‌گیریم، در مرحله آموزش ما یاد نمی‌گیریم هیچ‌کس سر کلاس یاد نمی‌گیرد.

وقتی می‌گوییم جهان‌بینی، منظور جهان‌بینی کاربردی است. آموزش را می‌گیریم بعد روی آن تفکر می‌کنیم می‌رویم تجربه را انجام می‌دهیم و بعد با تکرار انجام در نفس حک می‌شود. اگر تکرار شما کم می‌شود در ذهن شما ثبت می‌شود ولی در نفس شما حک نمی‌شود یعنی چه؟ یعنی به‌محض این‌که یک‌ذره درست شد با کوچک‌ترین اتفاقی روی تنظیمات کارخانه می‌روید. در موبایل یک‌چیزی را شما سیو می‌کنید و به‌محض اینکه یک اتفاقی می‌افتد سریع به تنظیمات کارخانه برمی‌گردد و مثلاً زنگ نوکیا را می‌زند. شما روی آهنگ فلان تنظیم کرده‌اید ولی مسئله‌ای می‌شود و بحرانی برای آن پیش می‌آید سریع روی آهنگ کارخانه بازمی‌گردد.

انسان هم همین‌طور است چیزی که یاد می‌گیرد اگر در مرحله تجربه مدام این را تکرار کند در نفس او سیو می‌شود این دفعه با کوچک‌ترین چیزی سریع به تنظیمات کارخانه برنمی‌گردد آن چیزی که آموزش گرفته انجام می‌دهد. اگر چیزهایی که آموزش گرفته‌ایم کاربردی نمی‌کنیم به خاطر این است که سیو نشده است. در ذهن ثبت‌شده است ولی در نفس سیو نشده است. تکرار نکرده‌ایم مثلاً مسواک زدن، یک دندان‌پزشک به شما می‌گوید این کار خوب است که انجام بدهید و شما فکر می‌کنید که بله راست می‌گوید بعد می‌روید و انجام می‌دهید ولی یک‌شب انجام بدهید عادت نمی‌شود و در ذهن شما حک نمی‌شود. وقتی مدتی انجام بدهید شب خوابیده‌اید و بعد یادتان می‌افتد که مسواک نزده‌اید بلند می‌شوید و مسواک می‌زنید. انگار اگر این مسواک را نزنید خوابتان نمی‌برد. چرا این‌جوری شد؟ چون سیو شد ولی با یک‌بار دو بار این کار نمی‌شود به‌قول‌معروف با یک گل‌بهار نمی‌شود.

این دستور جلسات در کنگره به قول آقای مهندس مانند میخ است که به دیوار می‌خواهید بزنید مدام باید چکش بزنید و هرچقدر بیشتر تکرار کنید و چکش بزنید این میخ بهتر روی دیوار می‌نشیند و محکم‌تر می‌شود و ماندگارتر می‌شود به همین دلیل ما باید دستور جلسات را کاربردی کنیم. فکر کنیم و ببینیم اگر به درد شما می‌خورد انجام بدهید ولی فکر نکنید با یک‌بار انجام دادن بتوانید درست عمل کنید باید این‌قدر تکرار کنید تا جزء دانش نفس شما شود. وقتی جزء دانش نفس شما شد صدبار بمیرید وزنده بشوید بازهم دارید.

الآن خیلی وقت‌ها هست که یک نفر رفیقش به او پیشنهاد دزدی می‌دهد و می‌گوید من دزدی نمی‌کنم می‌گوید چرا؟ می‌گوید کسی به شما گفته است این کار را انجام ندهید؟ می‌گوید نه من از این کار خوشم نمی‌آید و یا اینکه خیلی از افراد هستند بافور دست آن‌ها بدهید و بگویید بزن، می‌گوید نمی‌خواهم می‌گویید بدت می‌آید؟ می‌گوید نه خوشم نمی‌آید. یکی هم دعوت نکرده می‌رود و می‌زند. چرا آن‌یکی که می‌گوید نزن خودش هم نمی‌داند برای چه می‌زند؟ آن فرد دانش نفسش هست، یعنی قبلاً این را یاد گرفته است که این خانمان‌سوز است و در نفس او حک‌شده است. به خاطر این هست که آن دانش را قبلاً در نفس خودش حک کرده است.

دانش مصرف مواد مخدر به‌طورکلی می‌گوید بیماری اعتیاد دلیل بر جهل و ناآگاهی ما هست. جهل و نادانی از اطلاعات در مورد مواد مخدر هست. الآن خودمان این را در ذهنمان سیو می‌کنیم و صدبار اگر مرده وزنده شویم بازهم این راداریم. نمی‌دانید چرا؟ ولی می‌دانید که خوشتان نمی‌آید، گرایشی ندارید. پس ما هر چه در کنگره یاد بگیریم باید آن را کاربردی کنیم تا در نفس ما سیو شود، وقتی سیو شد دیگر مال خودتان هست و مرگ نمی‌تواند آن را از شما بگیرد و در آن کوله‌پشتی است که آقای مهندس می‌گویند هر جا بروید همراه شماست. این کوله‌پشتی به هر جهانی بروید همراه شما هست.

و حالا کمک کنگره به من یا کمک من به کنگره چیست؟ ما یک مثلثی داریم که می‌گوییم معرفت، عدالت و عمل سالم. معرفت یعنی شناخت، معرفت یعنی اندازه‌گیری، یعنی قدر را بفهمیم. وقتی به قول خودمان می‌گوییم فلانی معرفت ندارد بی‌معرفت است یعنی آن کاری که ما از او می‌خواهیم که انجام بدهد قدر آن را نمی‌داند اندازه را نمی‌فهمد شناخت ندارد و نمی‌داند برای او چه‌کار کرده‌اید درنتیجه عدالت هم ندارد چون نسبت به کاری که برای او انجام داده‌اید شناخت و معرفت ندارد درنتیجه به عدالت هم رفتار نمی‌کند و شما آمده‌اید به او لطفی کرده‌اید و چون او معرفت ندارد شناخت ندارد نفهمیده و درنتیجه عدالت هم ندارد و عمل او هم عمل سالمی نمی‌شود. یک آدم بی‌معرفت آدم سالمی نیست.

وقتی کسی به عمل سالم می‌رسد هم فهمیده چه‌کار انجام داده و هم عمل سالم را در مقابل کار شما انجام می‌دهد و او بهترین عمل را انجام داده است. این مثلث‌های کنگره همه کاربردی هستند و یکی‌یکی وقتی بدانیم و روبه‌جلو برویم خیلی تفاوت می‌کند. در قسمت کمک کنگره به من باید به آن معرفت برسیم چه طوری به معرفت می‌رسیم؟ باید ببینیم چند می‌ارزیم؟ من چقدر می‌ارزم؟ ارزش خودتان را می‌دانید؟ می‌دانید چقدر می‌ارزید؟ تا حالا حساب کرده‌اید که چند می‌ارزید؟ این ارزش دست خود شخص است. کسی نمی‌تواند برای من ارزشی بگذارد چون ارزش یک‌چیز درونی است و این دانش نفس است یعنی خودم برای خودم تعیین می‌کنم که چند می‌ارزم. وقتی من بدانم که چند می‌ارزم دیگر با یک رشوه چند میلیون تومانی مقایسه می‌کنم ببینم من چند میلیون تومان می‌ارزم و رشوه چقدر است؟ ارزش آن چقدر است؟ ارزش آن بیشتر است یا ارزش خود من؟

سبد قانون یازدهم که جلو من می‌آید خودم را به کنار می‌کشم انگار که می‌خواهم نفتی نشوم نمی‌گیرم که به بغلی بدهم. تا این حد متوجه نشده‌ام می‌توانم این را بگیرم و به بغلی بدهم. این دست را به سبد بزنید نگذارید بی‌تفاوت نسبت به سبد باشید. یواش‌یواش به آن معرفت برسید و یواش‌یواش به‌جایی برسید که بیست سال هست مواد مصرف نمی‌کنید ولی بازهم هر جا که بروید مصرف‌کننده هستید. مصرف‌کننده بودن به یک بست یا دو بست کشیدن نیست مصرف‌کننده یک صفت است وقتی من مواد مصرف نمی‌کنم از دیگران مصرف می‌کنم خب من مصرف‌کننده هستم ما آمده‌ایم به این مکان که مصرف‌کننده نباشیم. پرداخت به کنگره و سبد کنگره و گل‌ریزان دارو دارویی است که ما مصرف‌کننده نباشیم و از آن صفت مصرف‌کننده بودن بیرون بیاییم. کلاً دستور جلسات کنگره به این شکل است که به این معرفت برسیم که بدانیم با خودمان چند هستیم؟ کنگره برای من چه کرده است؟ من چقدر می‌ارزم؟ به من که زندگی داده است این زندگی من چند می‌ارزد؟

کمک کنگره به من و کمک من به کنگره به خاطر این هست که روی آن تعقل کنیم و آن‌وقت به یک نتایج جالبی می‌رسیم آن‌وقت انسان تفکر و تعقل دارد اگر از آن استفاده کنیم انسان هستیم اگر از آن استفاده نکنیم با موجودات دیگر فرقی نداریم وبرتری نسبت به موجودات دیگر نداریم؛ ولی سعی کنیم از این موهبت الهی استفاده کنیم و اگر از آن استفاده کردیم عمل سالم در زمان حال را یاد می‌گیریم و از همه مهم‌تر در آینده آن را می‌دانیم که چه‌کار کنیم که عمل ما عمل سالم باشد. ما یک سری کارها راداریم که سود دارد و یک سری کارها هست که سودمند است و سود آن در آینده هست این‌ها را عمل سالم می‌گوییم. سودی که معلوم نیست، عمل به‌ظاهر نیک است ولی سودمند عملی است که عقل تأیید می‌کند، چون معیارش برای عقل در آینده است در اصل نتیجه آن در آینده است. پردازش آن در آینده است می‌گوید این کار را می‌کنم خوب است یا بد است می‌گوید به آینده ببر و ببین خوب است یا بد و به این پردازش عقل می‌گوییم.

اگر عقل یک فعلی را نتواند به آینده ببرد این عقل نیست پس این چی هست؟ این ذهن است و به آن گوش ندهید آن را به آینده ببرید. می‌گوییم ترس تفکر را می‌خورد بافکر چه‌کار می‌کنیم؟ آن را به آینده ببرید. الآن می‌خواهم اضافه‌تر از برنامه‌ام، وقتی می‌خواهم سرنگ را بکشم، خودمان را توجیه می‌کنیم که نه کم‌فروشی کرده از بچگی این کار را می‌کرده و مدام این حرف‌ها را می‌زنیم فکر کنید و ببیند اضافه مصرف در آینده هم برای شما خوب است؟ برفرض یک سیگار هم نشئه شدی و کشیدی که یک مقدار نشئگی بیشتر داشته باشد که آن را هم ندارد آیا فردا هم برای تو خوب است؟ آیا برای سفر تو هم خوب است؟ عقل کلاً آینده است عقل برای الآن نیست. ببرید و ببینید کدام کار خوب و کدام بد است

اگر می‌خواهید ببینید کاری عقلانی است یا نه؟ زمان حال نمی‌توانی بفهمی. زمان حال احساس است که می‌فهمد عقل وقتی می‌خواهد حکم کند این را به آینده می‌برد و بعد جواب می‌دهد طول می‌کشد تا جواب بدهد و مقداری طول می‌کشد عجله نکنید. کشیدن در درون عقل ببرید و اگر عقل گفت اضافه‌تر بکش آن‌وقت اضافه‌تر بکش. ببین عقل چه می‌گوید به‌محض اینکه آن را در عقل بردید و به آینده بردید می‌گوید این کار را نکنید، می‌گوید تمام سفر شما خراب می‌شود و ده ماه سفر خودتان را به باد می‌دهید. اصلاً کلاً جوری می‌شود که به فکرتان هم نمی‌آید که این را بالا و پایین کنید. اگر این کار را می‌کنید آن را به عقل نمی‌برید، ولی اگر به پردازش عقل ببریم متوجه می‌شویم و خودبه‌خود می‌فهمیم که چه‌کار باید بکنیم. عقل انسان این‌قدر قوی هست که به قول معروف خدای کوچک درونمان است. اندازه‌ای که خدا عقل دارد انسان هم ذره‌ای دارد، اندازه‌ای از آب اقیانوس که تمام خواص کل اقیانوس را دارد، ذره است ولی تمام خواص را دارد و فر ایزدی دارد یعنی تمام چیزهایی که خدا می‌داند عقل ما هم می‌داند به‌شرط اینکه از آن سؤال بکنید.

تایپ: همسفر فاطمه لژیون پنجم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خانمهای همسفر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرمنصوره یکشنبه 15 دی 1398 12:31 ق.ظ
عرض خداقوت خدمت دیده بان محترم از بیانات زیبا و کاربردی شما استفاده کردم.
عرض خداقوت خدمت خانم فاطمه عزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات