پرسش و پاسخ با حضور دیده بان محترم تازه واردین آقای اشکذری
جمعه 20 دی 1398 ساعت 11:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )


به نام قدرت مطلق الله

در یک روز زمستانی در جایگاه استادی در خدمت دیده‌بان محترم راهنمای تازه‌واردین آقای علی اشکذری بودیم با توجه به مشکلاتی که همسفران و مسافران در طول سفر دارند از ایشان درخواست کردیم جلسه به‌صورت پرسش و پاسخ برگزار شود و ایشان باروی باز پذیرفتند. جا دارد که بازهم از ایشان تشکری داشته باشیم که با صبر و حوصله همیشگی به تمام سؤالات پاسخ دادند که امیدوارم راهگشای همه عزیزان باشد.


مسافر من پنج ماه است که سفرش را آغاز کرده است چطور او را راضی کنم تا درمان سیگار خود را آغاز کند؟

این وظیفه به همسفر واگذار نشده است که شما بخواهید مسافرتان را مجبور یا وادار کنید یا او را متقاعد کنید که برای درمان سیگار اقدام کند؛ این وظیفه کنگره است، وظیفه راهنمای او هست و جزء وظایف همسفر نیست؛ وظیفه همسفر این است که سر ساعت در کنگره حضورداشته باشد و آموزش بگیرد، حق ندارد با کمک راهنمای مسافر صحبت کند و حق ندارد به او برنامه بدهد، حق ندارد از او بپرسد داروی خود را خورده‌ای یا نه؟ حق ندارد به او بگوید دارویت را سر ساعت بخور، این‌ها هیچ‌کدام به همسفر ربطی ندارد. همسفر باید فقط و فقط برای خودش به کنگره بیاید. هیچ وظیفه دیگری در کنگره به عهده همسفر نیست، اگر مسافر خواست به شما می‌گوید چه مصرفی داشته است که شما بتوانید اعلام سفر کنید و اگر مسافر نخواست می‌تواند این کار را انجام ندهد و می‌گوید که نمی‌خواهم که همسفر بداند که او چه مصرفی داشته است و همسفر کاری به دفترچه او نباید داشته باشد، همسفری که می‌خواهد با کمک راهنمای مسافر صحبت کند و از او بپرسد که حال او چگونه است و یا خیلی چیزهای دیگر را در مورد مسافر جویا شود آن همسفر جاسوس مسافر است؛ هیچ ارتباطی با کمک راهنمای آقایان و همسفران نداریم. هرکدام از همسفرها این کار را می‌کنند راهنما به همسفر بگوید که جاسوسی مسافر را نکنید؛ این جاسوسی است، سؤال و جواب و این‌ها نیست، جاسوسی مسافر است؛ همسفر به کنگره برای جاسوسی مسافر نیامده است؛ همسفر به کنگره آمده است که سی‌دی‌ها را بنویسد و پا به‌پای مسافر جلو بیاید و ازنظر تفکری جلو برود و عقب نماند؛ نه این‌که همسفر به کنگره بیاید و مدام مواظب مسافر باشد که کج نرود، راست برود، فلان نکند، این‌ها وظیفه همسفر نیست و قسمت درمان سیگار هم همین‌طور است؛ حالا چرا این را می‌گویم ما هم در قسمت مسافران عین اکوان دیویم؛ اکوان دیو بلند می‌کند و می‌گوید در آتش یا در آب بیندازم؛ اگر بگویی در آب بینداز در آتش می‌اندازد، اگر بگویی در آتش بینداز در آب می‌اندازد. جنس ما این‌جوری است اگر زیاد تجسس نکنید، زودتر نتیجه می‌گیریدتقصیر خودمان نیست جنس ما به این شکل است. این است که زیاد به او اصرار نورزید، خودش بهتر برای درمان اقدام می‌کند. ما می‌خواهیم نتیجه بگیریم بحث بر سر مسافر و همسفر نیست بحث بر سر این است که نتیجه درستی بگیریم؛ اگر می‌خواهید نتیجه درستی بگیرید او را رها کنید و به او حرفی نزنید به این شکل زودتر نتیجه می‌گیرید.

مسافر سفر دومی هستم و قند من بالا است می‌خواهم بدانم می‌توانم سفر کنم؟

قند یک مسئله پزشکی است باید از طریق سیستم پزشکی اقدام کنید. قرار نیست که شما تا آخر عمر شربت بخورید، این مسئله پزشکی است باید از آن طریق عمل کنید و باید قرص بخورید و تغذیه خود را رعایت کنید، در کنگره به خاطر هر چیزی نمی‌توان سفر کرد، سفر کردن خانه خاله نیست.

مسافری که در حال سفر است و فقط موقع مواد سیگار می‌کشد باید سفر کند؟

اگر قبلاً هم می‌کشیده و تازه هم ترک کرده است، باید از ابتدا دوباره سفر کند و نمی‌شود گفت که سفر نکند؛ چون قبلاً سیگار می‌کشیده و ترک کرده است؛ سقوط آزاد است و باید دوباره سفر کند.

مسافر من از سیگار رهاشده است و به قلیان وابستگی پیداکرده است؟

برای ما چنین فردی از چاله درآمده است و در چاه افتاده است؛ یعنی بدتر شده است اگر همان سیگار خودش را بکشد بهتر هست، سیگار و قلیان انتخاب بد و بدتر است. سیگار از قلیان خیلی بهتر است؛ چون نمی‌دانید که عملکرد این‌ها به چه شکلی است. عملکرد سیگار این است که وقتی من سیگار می‌کشم ریه شروع به ترشح می‌کند، به خاطر چه چیزی این کار را می‌کند به خاطر این‌که سم‌های سیگار را دفع کند شروع به ترشح می‌کند، تحریک و حساس می‌شود و مدام ترشح می‌کند؛ این ترشحات با دود قاتی می‌شود و ترشحات سنگین به ته ریه می‌رود و ته ریه می‌نشیند و از انتهای ریه شروع به پر کردن می‌کند و رو به بالا می‌آید و هرچقدر که بالاتر می‌آید حجم ریه کم می‌شود یعنی چه؟ یعنی این نفسی که من می‌کشم حجم کمتری دارد، نفس‌ها کوتاه و کم می‌شوداگر ما بخواهیم ریه را به سه قسمت تقسیم کنیم و از این سه قسمت یک قسمت آن را انتخاب بکنیم و باز تقسیم‌بر سه کنیم اگر فرد سیگاری نباشد تازه ما با آن‌یک قسمت کارداریم. کسی که سیگاری باشد نفس کشیدن او در این حد است نفس در ریه نمی‌آید و ذخیره می‌شود درنتیجه در این قسمت که ما سیگار می‌کشیم سیاه‌تر می‌شود؛ البته بعضی‌ها رنگشان تیره است ما با آن‌ها کاری نداریم و یک سری رنگ و رخ‌ها معلوم است و در قسمت مواد هم همین‌طور است. این به خاطر این است که حجم ریه کم می‌شود و اکسیژن بدن پایین می‌آید و خون غلیظ می‌شود، این‌که می‌گویند فردی غلظت خون دارد این خون به این معنا نیست که غلیظ است آن خون آب و اکسیژن کم دارد؛ اگر آب و اکسیژن به آن اضافه کنید اصلاً غلیظ نیست. من وقتی سیگار می‌کشم مدام ترشح می‌کند و حجم ریه پر می‌شود و بالا می‌آید و حالا در قسمت قلیان ترشح ریه به‌جای خودش بعد تنباکوهای شیمیایی هم چیز دیگری است که با آن حجم دودی که مثل اگزوز ماشین‌های گازوییلی است آن‌هم به کنار آب هم قاتی آن می‌کنم و با بخارآب به پر شدن حجم ریه کمک می‌کنم؛ چون از داخل آب رد می‌شود و با بخارآب به آن کمک بیشتری می‌کنم. به خاطر همین است که می‌گویم سیگار از قلیان خیلی بهتر است و قلیان ضرر بیشتری دارد؛ یعنی صد رحمت به سیگار مخصوصاً در برابر قلیان‌های شیمیایی که اصلاً معلوم نیست که این‌ها چه هستنددر قسمت قلیان چیز دیگری بگویم که خیلی وقت‌ها هست ما می‌خواهیم خودمان را توجیه کنیم یا مثلاً به قول خودمان ازنظر شرعی کسی از ما سؤال کرد و گفت که شما سیگاری هستید؟ من بتوانم نه بگویممثلاً قلیان می‌کشم اگر از من سؤال کردند من بتوانم بگویم که سیگاری نیستم این‌ها یک‌چیزهای الکی است که ما برای خودمان توجیه می‌کنیم وگرنه یک فرد قلیانی هزار مرتبه از فرد سیگاری بدتر است.

من دوست دارم در دانشگاه کنگره دانشجو شوم چه‌کار کنم؟

خب الآن در کنگره شما دانشجو هستید، مگر اینجا شما چه‌کاره هستید، همه ما که در کنگره هستیم مگر برای پلوخوری آمده‌ایم، دانشجو هستیم و سر کلاس درس هستیم، اگر دوست دارید به آن رسیده‌اید، به قول آقای مهندس که گفتند لازم نیست آکادمی داشته باشیم الآن آکادمی داریم و همین‌الان دانشجو هستید؛ دنبال چه چیزی می‌گردید درس‌هایتان را خوب بخوانید.

در مورد شغل پرسیده شده است؟

در کنگره ماهی نداریم ‌‌که به کسی بدهیم اینجا ماهیگیری را یاد می‌دهیم؛ وقتی فرد آموزش می‌گیرد و روبه‌جلو حرکت می‌کند؛ هم می‌فهمد که ازدواج بکند یا نکند، هم می‌فهمد که باید چه‌کار کند، همه این چیزها را می‌فهمد که باید چه بکند؛ به‌شرط این‌که با آموزش‌ها روبه‌جلو بیاید وقتی جهان‌بینی می‌گوییم شامل همه این‌ها است و آن‌جوری نیست که لازم باشد کسی به تو مشاوره بدهد که چطور در خانواده با بچه خود صحبت بکنید، این‌ها همه بیهوده است، این‌ها همه حرف گزاف است، اگر با آموزش‌ها روبه‌جلو برویم همه‌چیزها را یاد می‌گیریم؛ یاد می‌گیریم به چه نحوی در خانه با بچه صحبت بکنیم، همه این‌ها را یاد می‌گیریم، اصلاً لازم نیست به دنبال مشاوره برویم، اصلاً این چیزها را در کنگره نداریم.

مسافری می‌گوید وسوسه من را خیلی اذیت می‌کند لطفاً راهکار بدهید؟

در کنگره اصلاً نباید وسوسه داشته باشیم، هر کس در کنگره وسوسه دارد در اصل آموزش‌هایی که باید یاد بگیرد را هنوز دریافت نکرده است. من در ابتدا گفتم وسوسه دارید عیبی ندارد بنشین و فکر کن و باعقل خود جلو برو و بعد بزنمن در ابتدا گفتم وسوسه دارید عیبی ندارد بنشین و فکر کن و باعقل خود جلو برو و بعد بزن. لااقل اگر می‌خواهید بزنید باعقل خودتان بروید و بزنید بااحساس نزنید یعنی چه؟ وسوسه دارید همان موقع تصمیم نگیرید و عجله نکنید فکر کنید و ببینید چند می‌ارزید، آن کاری که می‌خواهید بکنید چند می‌ارزد و بعد آن را به آینده ببرید؛ الآن وسوسه دارید یک پک بزنید خیلی خب آن را به آینده ببرید باعقل تصمیم بگیرید ببینید آیا برای آینده تو خوب است؛ ولی یک‌چیز را در نظر داشته باشید ذهن، تو را گول نزند یعنی چه؟ بنگاهی‌ها را دیده‌اید یک قشری از جامعه هستند؛ این‌ها که معامله‌گر هستند یک‌چیزی را به تو می‌خواهند بفروشند می‌گویند همین‌الان تصمیم بگیرید، فردا صبح بیایید همین قیمت نمی‌دهم؛ اینجا یک سال دیگر اتوبان می‌خواهد رد شود و اینجا این‌قدر می‌شود، آنجا آن‌جوری می‌شود اینجا چنین فردی چه‌کاری انجام می‌دهد، تو را از تعادل خارج می‌کند که بتواند سر تو کلاه بگذارد؛ هر کس را بخواهید سرش کلاه بگذارید باید او را از تعادل خارج کنید. من این راهکار را به شما بدهم آن‌وقت هر وقت خواستید می‌توانید سر او کلاه بگذارید بعد از چند ماه هم می‌توانید تیم کلاه‌برداری راه بیندازید؛ خیلی راحت می‌توانید این کار را بکنید. هر کس را بخواهید سرش کلاه بگذارید باید او را از تعادل خارج کنید او را از عقل خارج کنید و او را به احساس ببرید بعد می‌توانید سر او را کلاه بگذارید؛ ولی تا موقعی که در عقل است هیچ‌کس نمی‌تواند سر انسان کلاه بگذارد. انسان خیلی موجود پیچیده‌ای است به‌شرط این‌که از عقل خارج نشود و حس طمع، اول تو را برانگیخته می‌کند، یکی تو را عصبانی می‌کند به انواع و اقسام ترفندها تو را باید به احساس ببرد تا بتواند سر تو کلاه بگذارد و تو را از تعادل خارج کند آن‌وقت سر تو کلاه می‌گذارد؛ ولی اگر زرنگ باشید و از تعادل خارج نشوید هیچ‌وقت سر شما کلاه نمی‌رود؛ در قسمت وسوسه هم همین‌جور است اول تو را به احساس و حس می‌برد بعد وسواس یعنی این به شکل حسی می‌زند. حس باید اولین قوه بکار اندازی عقل باشد یعنی حس باید به عقل بزند و سریع از عقل بپرسد نه این‌که از حس دیگری بپرسد؛ مثلاً حس زدن می‌آید و می‌رود و از پا می‌پرسد بعد پا شروع به پریدن می‌کند، می‌رود از بینی می‌پرسد شروع به عطسه کردن می‌کند، می‌رود فلان می‌کند اسهال شروع می‌شود و کار به‌جایی می‌رسد که هیچ‌کس نمی‌تواند جلو تو را بگیرد اصلاً از هر کس هم بپرسید می‌گوید برو و بزن تو می‌میری ولی از همان اول باید زرنگ باشید و به عقل بدهید ببینید آن‌وقت عقل می‌گوید نه و ببین چقدر شمارا راحت می‌کند و شمارا چقدر ساکت می‌کند و چقدر خود شما لذت می‌برید نگذارید احساس تو را گول بزند؛ کار وسوسه این است سریع شمارا به احساس می‌برد بعد از طریق احساس شمارا گول می‌زند به‌عنوان‌مثال جوجیتسو یک فیلسوف بوده است و مثال آن به درد کار ما می‌خورد و جوجیتسو فلسفه ورزش‌های رزمی جودو هست که جوجیتسو این را گذاشته و تمام ورزش‌های رزمی دیگر همه از شاخه‌های آن هستند او در کتابش می‌گوید هر وقت می‌خواهید فنی را اجرا کنید اول سر فن اصلی نروید، اول باید حریف را از تعادل خارج کنید، یک‌پا به‌پای او بزنید او را هل بدهید یک‌جوری او را از تعادل خارج کنید بعد فن خود را بزنید، اگر از همان اول سراغ فن خود بروید بدل می‌شوید. این قضیه هم‌ همین‌جوری هست وسوسه هم همین‌جور است اول سر فن نمی‌رود، اول تو را از تعادل خارج می‌کند بعد به تو فن می‌زند و تو جفت‌پایت هوا می‌رود مواظب باشید از تعادل خارج نشوید؛ یعنی از عقل خارج نشوید آن‌وقت ببین وسوسه کارگر هست یا نیست؛ ما در کنگره به وسوسه می‌خندیم مسخره هست و کسی که خیلی ابتدایی باشد این چیزها را نمی‌فهمد و سریع از تعادل خارج می‌شود.

مدت هفده روز است که درمان شده‌ام تا پانزده روز حالم خیلی خوب بود؛ ولی دو روز است که حالم خیلی خراب است؟

خب برو بزن، من جای تو بودم می‌رفتم و می‌زدم، سفر من کمی بالا و پایین داشت و آقای مهندس به من سقوط آزاد می‌دادند، از یک مقطعی تلنگر در من خورد و سفرم را به انتها رساندم و رهایی من داده شد ایشان به من گفتند که حالا اگر می‌توانی برو و بزن؛ گفتند هر موقع توانستی برو و بزنمن هنوز نتوانسته‌ام که بروم و بزنم. رهایی یعنی این‌که به یک مرحله‌ای می‌رسید که نمی‌توانید بروید و بزنید. آن موقع نمی‌توانستید نزنید الآن نمی‌توانید بزنیداین را رهایی می‌گوییم. اگر هفده روز است که به رهایی رسیده‌اید و وسوسه دارید بعدازآن می‌خواهید چه‌کار کنید؟ می‌دانید چرا چنین فردی وسوسه دارد؟ برای این‌که به آن فکر می‌کند. مدام دنبال دلایلی می‌گردد که برود و بزند، دنبال دلایلی نمی‌گردد که نزند

فردی از استاد سؤال می‌کند که شما چرا نمی‌توانید بزنید؟

استاد فرمودند: شما چه مدت است که به کنگره می‌آیید؟ او گفت: دو ماه است که می‌آید. استاد فرمودند یواش‌یواش متوجه می‌شوید که چرا نمی‌توانید بزنید من هم خودم نمی‌دانم چرا نمی‌توانم بزنم این‌یک چیزی است که خود شما باید به آن برسید، هیچ‌کس به شما نمی‌تواند بگوید؛ عین بوی گل است، یک گل را بو کنید و حالا در مورد آن توضیح بدهید، کار به‌جایی می‌رسد که خودتان می‌گویید من نمی‌توانم بزنمحالا این هم همین‌طوری است یواش‌یواش جلو بیایید آن‌وقت یاد می‌گیرید.

در خصوص مراحل سفر و اعتیاد جایگاه هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزمی با توجه به این‌که در اثر تکرار مؤثر واقع می‌شود آیا کلاً کنگره 60 با این چیزها موافق است؟

ما به این چرت‌وپرت‌ها در کنگره می‌خندیم، این‌جور چیزها برای ما در کنگره مسخره است این‌ها خیلی عقب‌تر از ما هستند. قدر خودتان را بدانید این‌ها پنجاه سال از کنگره عقب هستند. روان‌درمانی و روانکاوی و ... را در مورد اعتیاد می‌گویم من به موارد دیگر کار ندارم. در مورد اعتیاد همه این‌ها که خیلی ادعایشان می‌شود پنجاه سال، صدسال از کنگره عقب هستندقدر خودتان را بدانید و دنبال این چرت‌وپرت‌ها هم نروید به درد نمی‌خورند این‌ها را همه در مورد اعتیاد می‌گویم من در مورد دیگری دخالت ندارم و در مورد اعتیاد هر کس آمد و چنین کاری کرد کلاه‌برداری بیش نیست یک شیاد و کلاه‌بردار هست. کسانی هستند که درزمینهٔ اعتیاد از درب خودآگاهی و فرا آگاهی و ... وارد می‌شوند؛ این‌ها شیادانی بیش در مورد اعتیاد نیستند؛ من تجربه‌اش رادارم همه این‌ها را گذرانده‌ام؛ کلاه سرم رفته است به شما می‌گویم که سر شما کلاه نرود دیگر خودتان هر جور صلاح می‌دانید.

آیا در مورد مصرف OT در سفر اول درد در ناحیه سر طبیعی است؟

درد طبیعی نیست، درد یک‌چیز غیرطبیعی هست، دلیل آن را پیدا کنید و آن را برطرف کنید. در سفر اول درد نداریم وقتی درد در ناحیه سر هست، وقتی سردرد می‌کند، سردرد نشانه درد است خود درد نیست؛ یعنی چه؟ خیلی از قسمت‌های بدن راداریم که از قسمت سر آلارم می‌دهد؛ ولی درد مال سر نیست، معده سنگین می‌شود سردرد می‌گیرید، فشارخون بالا می‌رود سردرد می‌گیرید، پایین می‌آید سردرد می‌گیرید، این آلارم است درد مال خودسر نیست که بگویید قرص می‌خورم و خوب می‌شوم. درد آلارم است عوض این‌که برای سردرد قرص بخورید باید آب بخورید معده شما سنگین است؛ بروید و دلیل درد را پیدا کنید. پس سردرد نشانه درد است مگر این‌که تومور یا چیزی در سر من باشد و یک‌حالتی باشد؛ ولی در علامت‌های دیگر هر دردی در سر هست مال جای دیگری است که از طریق سر بیان می‌شود. معده چرا از طریق سر بیان می‌شود چون حس ندارد. درد را از طریق پرده طحال و گاهی اوقات این درد را با قلب هم اشتباه می‌گیرند این درد از طریق سر بیان می‌شود، یبوست دارید با سردرد خودش را نشان می‌دهد؛ چاره آن فقط قرص خوردن نیست؛ باید ببینیم این درد مال کجاست که از طریق سر بیان می‌شود.

چه جوری همسر خود را راضی کنم که باید به کنگره بیاید؟ یکی دو بار آمده است و راضی نمی‌شود که دوباره بیاید؟

لازم نیست، اصلاً اصرار نکنید، رفتار خود را درست کنید خودش پشت سر شما راه می‌افتد و می‌آید، خودش می‌گوید تو کجا می‌روی که این‌گونه تغییر کرده‌ایهمسفرت نمی‌آید زور نزن و خیلی وقت‌ها همسفر من نمی‌آید و در مورد علت نیامدن می‌گوید: تو که رفته‌ای چه‌کار کرده‌ای؟ می‌گوید تورفته‌ای این‌جوری شده‌ای، من اینجا بیایم چه‌کار کنم؛ ولی اگر رفتار شما درست باشد خودش می‌گوید کجا می‌روی؟ من را هم با خودت ببر؛ چون ذات انسان دنباله‌رو خوبی است و اصلاً دست خودش نیست. ذات انسان به این شکل است

چه اتفاقی می‌افتد که رهجو بعد از رهایی مدتی از کنگره دور می‌شود؟

این دور شدن از کنگره خیلی علت‌ها می‌تواند داشته باشد؛ ولی بیشترین آن به قسمت‌هایی در کنگره برمی‌گردد و شاید در بعضی جاها هم مشکلی باشد؛ الآن ما سعی می‌کنیم بچه‌هایی که به رهایی می‌رسند فرصت خدمت کردن را به آن‌ها بدهیم، مخصوصاً در قسمت تازه واردین به آن‌ها خدمت بدهیم و زمینه خدمت آن‌ها فراهم شود و اگر به‌طورکلی افرادی که از کنگره دور می‌شوند؛ این قلق کار راهنما هست. راهنما اگر رهجو را کنگره‌ای بار بیاورد می‌ماند، راهنما اگر رهجو را لژیونی بار بیاورد نمی‌ماند؛ نه به درد خودش می‌خورد و نه به درد کنگره می‌خورد. رهجوی لژیونی وقتی به رهایی رسید دیگر کاری در کنگره ندارد و دیگر به کنگره نمی‌آید و چند روز می‌آید و دیگر نمی‌آید؛ ولی رهجویی که کنگره‌ای باشد تازه بعد از رهایی می‌خواهد در کنگره خدمت کند و تازه این قلق کار راهنما است که راهنما رهجو را کنگره‌ای یا لژیونی پرورش داده است. رهجوی لژیونی مثل بچه‌ننه می‌ماند تا یک‌ذره مشکلی پیش بیاید قهر می‌کند و تا یک‌ذره مشکلی پیش می‌آید می‌گوید نه نمی‌آیم. کنگره‌ای بار نیامده است، پوست‌کلفت بار نیامده است این لژیونی بار آمده است و حساس است، این قلق راهنما است که طوری رهجو را پرورش بدهد که رهجو برای کنگره پرورش دهد. رهجوی لژیونی نه به خودمان و نه به کنگره خیر می‌رساند.

آیا تناسخ وجود دارد؟

تناسخ یعنی نسخه نسخه و این در مورد انسان مردود است.

آیا خوردن OT تا آخر سفر اول الزامی است مصرف من شیشه بوده است؟

تقریباً درمان در کنگره هنوز برای شما جا نیفتاده است؛ یعنی هنوز قضیه را متوجه نشده‌اید تا آخرین قطره آن الزامی است. احتمالاً اوایل سفر هستید و نوشته‌اید که شیشه‌ای بوده‌اید و خیال می‌کنید که شیشه اعتیاد ندارد و در عالم‌های خودتان هستید، حالا یواش‌یواش با گرفتن آموزش‌ها متوجه می‌شوید.

چه جوری شده است که مهندس تصمیم گرفته است که متد درمانی را درست کند؟ خواب‌دیده است یا به او الهام شده است که این روش را راه‌اندازی کند؟

سی دی اخیر مهندس بیکران است، اگر این سیدی را گوش کنید متوجه می‌شوید، به همه ما الهام می‌شود و منتها یکی می‌شنود و یکی وقتی به او الهام می‌شود نمی‌شنود؛ اگر با یک لگد هم به من بزنند بازهم من متوجه نمی‌شوم؛ چون کسی که خواب است را می‌شود بیدار کرد؛ ولی کسی که خودش را به خواب‌زده است را هیچ‌کس نمی‌تواند بیدار کند؛ این است که به همه ما الهام می‌شوداگر می‌خواهید صدای الهام را بشنوید؛ تزکیه کنید؛ هرچقدر ضد ارزش در ما کمتر باشد صدای الهام را بیشتر می‌شنویم و زودتر آن را تشخیص می‌دهیم آن را می‌شناسیم؛ ولی به همه ما الهام می‌شود. الهام عین باران است به همه می‌بارد؛ ولی یکی می‌شنود و یکی نمی‌شنود و بستگی به عملکرد خود ما دارد که بشنویم یا نشنویم؛ یا خودمان را مساعد شنیدن کرده باشیم یا نکرده باشیم.

چگونه امید را تقویت کنم؟ چگونه کینه را پاک‌کنم؟ چگونه ظرفیت عمل سالم را بیشتر کنم؟

یک سری چیزها هست عجله نکنید این‌ها را یک‌مرتبه نمی‌توان انجام داد، در آموزش‌های کنگره وقتی جلو می‌آییم یواش‌یواش همه را یاد می‌گیریم، شما آموزش بگیرید و جلو بیایید، یواش‌یواش همه این‌ها درست می‌شود.

اگر کنگره پولی باشد حتی به مقدار کم بهتر نیست تا این‌که مدام در جلسات از کمک کردن به کنگره صحبت باشد و این در ذهن مسافران و همسفران باشد که کنگره نیاز مالی دارد؟

کنگره اصلاً نیاز مالی ندارد؛ ولی من نیاز دارم، جزو دارو هست؛ ما باید مطلب را بگیریم باید ضریب هوشی ما بالا باشد تا بتوانیم مطلب را بگیریم. اگر مطلب را نگرفتید کمک نکنید، زوری نیست. اگر مطلب را گرفته باشید برای کمک کردن سر و دست می‌شکنیدباید مطلب را بگیرید ما در کنگره از کسی که مطلب را نگرفته است انتظار کمک نداریم؛ باید به مرحله‌ای برسید که خودبه‌خود و با رضایت کامل این کار را انجام بدهید؛ اگر می‌بینید که برای شما به آن شکل نشده است صبر کنید؛ هنوز به مطلب نرسیده‌اید و اصلاً زوری نیست. اگر در کنگره مرتب برای کمک صحبت می‌شود OT را هم هرروز می‌خورید؛ چطور نمی‌گویید چرا من باید هرروز آن را باید بخورم؟ می‌گویید چرا باید کمک کنم؟ هر دو دارو هستند منتها من به مرحله‌ای نرسیده‌ام که ببینم این دارو از آن قوی‌تر است و خیلی قوی‌تر است عیبی ندارد، یواش‌یواش متوجه می‌شوید؛ حق با شما است ولی من راست می‌گویم.

در کتاب چهارده مقاله مهندس بیان کرده‌اند که درمان اعتیاد صد در صد است مطالب کتاب کمی گنگ است؟

این چیزهایی است که باید از راهنما بپرسید تا به شما جواب بدهد و اگر می‌بینید مطالب کتاب گنگ است خیلی راهنماها درس کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر را در لژیون دارند اگر بخواهید راهنما به شما توضیح می‌دهد.

سردار، عقاب سفید، رعد و این‌ها چه کسانی هستند؟ تا حالا به آن‌ها برخورد کرده‌اید؟ این‌ها چه کسانی هستند؟

اصلاً فکر نکنید که چه کسی می‌گوید ببینید چه می‌گوید. خوب دقت کنید ببینید چه می‌گوید از که می‌گوید بیرون بیایید؛ که می‌گوید را رها کنید شما چه می‌گوید را باید بفهمید و اگر این کار را کردید خودبه‌خود که می‌گوید را متوجه می‌شوید؛ یعنی که می‌گوید خودبه‌خود برای تو واضح می‌شود اگر من مدام این سؤال را می‌پرسم به خاطر این است که هنوز نفهمیده‌ام که چه می‌گوید. اگر متوجه شوید می‌فهمید که می‌گوید را رها کنید، آن بالا که اسم سردار نوشته‌شده است اسم هر کس را دوست دارید بنویسید فرقی نمی‌کند اسم آن سردار باشد یا محمد یا شخص دیگری هیچ فرقی نمی‌کند؛ آن‌ها را رها کنید ببینید چه می‌گوید ذهن خود را درگیر نکنید ببینید چه می‌گوید؟ اگر بفهمید چه می‌گوید همه آن‌ها برای تو حل می‌شود و خودبه‌خود می‌فهمید سردار زنده است یا نیست؟ سیلور کیست؟ الآن فقط ذهن شما درگیر چه می‌گوید باشد خودبه‌خود که می‌گوید برای شما روشن می‌شود.

در مورد قانون یازدهم چیزی بگویم

وقتی می‌گویند قانون یازدهم یک حرمت است، وقتی می‌خواهد اجرا شود کسی حق ندارد از جای خود بلند شود، می‌خواهید پول ندهید یا سبد در کنار تو رد می‌شود سرتان را برگردانید من نمی‌دانم؛ ولی باید بنشینید تا قانون یازدهم به اتمام برسد وقتی تمام شد می‌توانید بلند شوید، این نباشد که تا قانون یازدهم می‌شود من موبایلم را دربیاورم یعنی دارم زنگ می‌زنم. نمی‌خواهید پول بدهید ندهید؛ ولی بساط را به هم نریزید، ولی اگر می‌خواهید مصرف‌کننده باشید عیب ندارد، مصرف‌کننده باشیدبرای شما توضیح دادم اگر می‌خواهید خرج خودتان را بدهید خوب بدهید عیب ندارد؛ ولی اگر می‌خواهید مصرف‌کننده باشید هیچ زوری نیست در ضمن ندارید ندهید؛ ولی اگر دارید و ندهید حتماً محتاج می‌شوید؛ این قانون است خودت را به مریضی بزنید مریض می‌شوید، تمارض آدم را مریض می‌کند این نداری هم همین‌جوری است اگر دارید و خودتان را به نداری می‌زنید حتماً محتاج می‌شوید.

تهیه و تنظیم: همسفر فاطمه لژیون پنجم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خانمهای همسفر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
الهام لژیون پنجم شنبه 21 دی 1398 06:25 ق.ظ
خدا قوت خدمت آقای اشکذری وممنون بابت حضورشون در شعبه شهرری و همین طور خدا قوت به خانم فاطمه عزیز بابت نوشتن این مطالب زیبا
همسفر پروین شنبه 21 دی 1398 12:00 ق.ظ
خسته نباشید و خدا قوت خدمت آقای اشگذری خیلی آموزنده و مفید بود مثل همیشه. من خیلی درس گرفتم از بیانات شما
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات