کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60
چهارشنبه 2 بهمن 1398 ساعت 01:30 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه پنجم از بیست و پنجمین کارگاه‌ آموزشی کنگره 60 ویژه همسفران؛ نمایندگی شهرری با استادی کمک راهنما خانم فاطمه، نگهبانی خانم الهام و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من در روز سه‌شنبه اول بهمن ماه 1398 ساعت 15 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه ممنونم که اجازه داد در این جایگاه خدمت کنمخوشحال هستم که یک‌بار دیگر در این جایگاه نشستم، از این‌که بار دیگر شمارا می‌بینم خوشحال هستم؛ چون هفته پیش در کنگره حضور نداشتم روز همسفر را به شما عزیزان تبریک می‌گویم، امیدوارم همین‌طور بال پرواز مسافرانتان باشید و بتوانید اوج بگیرید و آن جایگاه‌هایی را که می‌خواهید تجربه نماییدامروز ما دو تا دستور جلسه داریم، یکی وادی پنجم و تأثیر آن بر روی من و دیگری مراسم تجلیل از خانم محبوبه است

در وادی پنجم می‌گوید که تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نمایدتمام چیزی که می‌خواهد بگوید در متن آن و دستوری است که در متن وادی بیان‌شده استما چهار وادی را پشت سر گذاشته‌ایم، وادی اول تفکر است ما دائماً در حال تفکر هستیم که قرار است من چه‌کاری انجام دهم؟ کجا بروم؟ چه بپوشم؟ چه میل کنم؟ برای چه کسی کادو بخرم؟ حتی در وادی چهارم می‌گوید مسئولیت خودمان را نمی‌توانیم به گردن خداوند بیندازیم، آنجا هم داریم فکر می‌کنیم که آیا من می‌توانم این کار را انجام بدهم یا نه؛ یعنی هنوز به‌اندازه عمل نرسیده است که من کجای کار قرارگرفته‌ام.

در وادی پنجم می‌گوید چیزی که قرار است اتفاق بیفتد از فکر تا عمل هزارتا فاصله استدر وادی توضیح کامل داده است یعنی تمام چیزهایی را که من بایست در موردش بدانم را توضیح داده استما در این جهانی که زندگی می‌نماییم جهان‌های دیگری هم وجود دارد؛ ولی در حال حاضر من و شما برایمان قابل‌درک است، یعنی آن چیزی که قرار است برای من اتفاق بیفتد درباره آن کاوش کنمما سه جهان داریم: یکی جهان خاکی که هم‌اکنون در آن زندگی می‌نماییم، جهان دوم جهان خواب است، جهان خواب وجود دارد و واقعیت است؛ یعنی چیزی که من و شما در خواب رؤیت می‌کنیم با چیزی که در این جهان است متفاوت هستما خیلی وقت‌ها چیزهایی را که در این جهان احساس می‌نماییم شاید ادامه آن را در خواب احساس نماییم و جهان مهم‌تری که می‌آید و آن جهان ذهنی است، جهانی که در آن دانایی و ظرفیت ما را ارتقا می‌دهد.

ما در جهان ذهنی می‌توانیم تمام چیزهایی که قرار است برای ما اتفاق بیفتد اول ببینیم و فکر کنیم و بعد به آن عمل کنیماگر ما صبح بیدار شویم و بگوییم که امروز، روز بدی است حتماً آن روز برایمان کسل آور و خسته‌کننده خواهد بود؛ چون خودم از پیش این انرژی را فرستاده‌ام؛ اما اگر وقتی صبح از خواب بلند می‌شویم به خودمان سلام کنیم دقیقاً چیزهایی خوبی را که برای ما می‌خواهد اتفاق بیفتد را احساس می‌کنیم از خداوند تشکر می‌کنیم و همه این‌ها برای من انرژی مثبت می‌شود و دقیقاً در آن روز برای من یک‌چیز خوب رقم می‌خورد و من را به جایگاهی می‌رساند که من دوست دارم تجربه کنمدر کل می‌شود گفت که حال من خوب است، حس خوبی دارم. پس جهان ذهنی خیلی مهم است که آقای امین می‌گویند ذهن انسان مثل سیاه‌چاله هست همه‌چیز را چه مثبت و چه منفی به‌طرف خود می‌کشاند؛ پس چه‌بهتر ما همیشه به مثبت‌ها فکر نماییم؛ یعنی چیزی را که قرار است احساس کنیم خوبی باشد و برای این‌که من خودم را پالایش کنم و دانایی خودم را افزایش دهم در این جهان ذهنی باید پله‌هایی را طی کنم که اولین آن برگشت از ضد ارزش‌ها هست و بعد خودداری، صبر، قناعت، قضاوت، تجسس، توکل، رضا، تسلیم و پس‌انداز هفت تا پله است که ما باید روی خودمان کارکنیم.

یعنی چیزهایی که به من آموزش می‌دهد که من تصفیه و پالایش بشوم، یک آب را می‌خواهیم بنوشیم تا آب تمیز و تصفیه‌شده نباشد نمی‌توانیم آن را بنوشیم، ذهن هم دقیقاً همین‌طور است باید پالایش شود، باید از خودمان شروع کنیم؛ یعنی برای این‌که بتوانیم به آرامش برسیم، این چیزهایی که طی می‌کنیم نتیجه آن آرامش می‌شودمن صبر و قناعت را از کنگره آموختم، در کنگره آموختم با چیزی که در دست دارم یعنی با آن دانایی که بال می‌گیریم بتوانیم به آرامش برسیم ولو این‌که مشکلات هست صبر زمان خیلی خوبی است که به ما داده می‌شود، این صبر یعنی تحمل کردن همراه با تلاش نه این‌که فقط تحملش کنم، تلاش می‌کنم به آن نقطه‌ای که می‌خواهم برسم؛ یعنی هدفمند فکر کنم.

اما در قسمت دوم جلسه درباره خانم محبوبه عزیز، تیرماه سال 93 وارد لژیون سوم شد، خانم محبوبه واقعاً امیدوار بود امروز که دستور جلسه وادی پنجم هست دقیقاً امیدواری در خانم محبوبه وجود دارد، شاید من خیلی وقت‌ها با ناامیدی باخانم محبوبه صحبت می‌کردم حالم خوب نبود؛ ولی امیدواری در چهره خانم محبوبه دیده می‌شد، طرز صحبتش طوری است که نشان می‌دهد همیشه امیدوار زندگی کرده است من واقعاً به ایشان افتخار می‌کنم، چیزی که آمد و برای زندگی خودش رقم زد؛ چون مسافرش اول نمی‌آمد آن‌قدر حضور پیدا کرد تا توانست مسافرش را اینجا بیاورد پس این خیلی مهم است برای همسفر هایی که می‌گویند ما مسافرمان نمی‌آیند یا اذیت می‌کنند؛ پس با درایت و فکر می‌شود این کار را انجام داد.

خانم محبوبه همیشه لبخند به رویشان است نه این‌که رهجوی من است، واقعیت را می‌گویم، از خانم محبوبه خیلی چیزها دیدم که برای من آموزش بود، تجلیل به این معنا نیست که خانم محبوبه می‌رود و دیگر اینجا حضور ندارد خیر جایگاه‌ها عوض می‌شوند، پس خانم محبوبه هم قرار است جایگاه بهتری را تجربه نمایند، انشاالله که این اتفاق برایشان اتفاق بیفتد، برای خودشان و خانواده محترمشان و بچه‌های عزیزشان آرزوی سلامتی از قدرت مطلق می‌خواهم، آرامش در زندگی‌شان است امیدوارم که این آرامش در زندگی‌شان بیشتر شود.


صحبت‌های کمک راهنمای محترم خانم محبوبه

خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم، خیلی دوست داشتم این چند روز مطالبی را برای شما آماده کنم و در این جایگاه بیان کنم؛ اما نه دستم به قلم می‌رفت و نه می‌توانستم که مطلبی را بنویسم؛ با خود گفتم پس همین‌جا فی‌البداهه هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند را بیان می‌کنم. امیدوارم که لایق این‌همه مهر و محبت شما عزیزان باشم؛ حرف‌هایی که در موردم بیان نمودید من را خیلی خوشحال کردواقعاً ما یک‌چیزهایی را در کنگره تجربه می‌کنیم که در هیچ جای دیگر دنیا این تجربه نیست؛ یعنی شما هرجایی که بروید نمی‌توانید این حس‌های خوب را دریافت کنید، حتی در خانواده خودتان و حتی با نزدیک‌ترین کسان خود این حال خوب را نمی‌توانید دریافت کنیدما پنج سال با رهجو ها بودیم، سختی‌ها را باهم تحمل کردیم و سعی کردیم مشکلات را باهم حل کنیم، مشکلاتی که برای بچه‌ها بود برای من هم بود؛ وقتی بچه‌ها مشکلاتشان را با من مطرح می‌کردند دقیقاً آن مشکلات هم برای من بود و حل می‌شد، خیلی روزها بود که باحال خوب به خانه می‌رفتم و خیلی روزها هم بود که غم بچه‌ها را با خود به خانه می‌بردم؛ ولی سعی می‌کردم با آن‌ها کنار بیایم؛ چون می‌دانستم که من باید محکم و قوی باشم تا بتوانم به آن‌ها کمک کنم و  اگر لایق باشم راهگشای آن‌ها باشم.

خداوند را شاکر هستم که من را لایق دانست که در این جایگاه قرار بگیرم و یک شمه‌ای بتوانم به کسانی که مانند خود من بودند کمک کنم. کمک راهنمای من خانم فاطمه گفتندوقتی من وارد لژیون شدم مسافر من به کنگره برای درمان نمی‌آمد؛ ولی هیچ‌وقت امید خودم را از دست ندادم و از همان اول امید داشتم و همیشه سعی داشتم که این امید را به رهجوها منتقل کنم؛ یعنی با بدترین وضعیت وقتی رهجوها در داخل لژیون می‌نشستند به آن‌ها می‌گفتم که تاریک‌ترین زمان قبل از فرارسیدن سپیده است یعنی شاید شما یک تاریکی، یک غم و یک سختی زیادی را تحمل می‌کنید؛ ولی مطمئن باشید بعدازآن سپیده است و مطمئن باشید بعدازآن روشنایی است. ما که وارد کنگره شده‌ایم و با کنگره آشنا شده‌ایم واقعاً آدم‌های معمولی نیستیم به نظر من ما نظرکرده هستیم و خداوند نظر خاص خودش را به ما کرده است باید از این فرصت استفاده کنیم

درست است که در کنار یک مسافر خیلی سختی‌کشیده‌ایم، حقارت‌ها کشیده‌ایم، مسافر من ده سال تخریب شیشه را داشتند، همیشه سر من پایین بود، حرف‌هایی را شنیدیم که تحمل آن‌ها برایمان سخت بود؛ ولی وقتی وارد کنگره شدیم به نظر من آن سختی‌ها یک‌چهارم آموزش‌هایی که در کنگره دریافت کرده‌ایم نیستما تمام آن‌ها را به‌راحتی می‌توانیم فراموش کنیم. من نباید آن سختی‌ها را به یاد بیاورم و مدام به مسافر خود گوشزد کنم که چه بلاهایی بر سر ما آورده است؛ امیدوارم همه شما همین‌جوری باشید و مطمئن باشید هیچ جدایی در کنگره وجود ندارد. وقتی با من مصاحبه کردند در مورد یوم الفصل صحبت کردم واقعاً هم سی دی پای‌شکسته را هنوز گوش نداده بودم که خانم لیلا در آکادمی به من گفتند که  آقای مهندس در مورد یوم الفصل در این سی دی صحبت کرده‌اند؛ هر چیزی، هر جایگاهی و در هر کجایی که ما باشیم روز جدایی هست. یک روزی هست باید از همه‌چیزهایی که داریم دل بکنیم. این‌ها همه آموزش است؛ حتی اگر ما عمرمان را در نظر بگیریم حالا چهل یا پنجاه سال ان شاالله که همه صدوبیست ساله باشید می‌بینید این‌همه تجربه و این‌همه دانایی کسب می‌کنیم. یکجایی یک یوم الفصل هست که باید جدا بشویم از همه‌چیزهایی که دوست داشتیم، از همه‌چیزهایی که به آن امید داشتیم و به آن فکر می‌کردیم که ابدی است و همیشه مال من هست.

کنگره هم دقیقاً آموزشی برای ما هست که اگر من این چند سال را خدمت می‌کنم باید بدانم که این خدمت من ابدی نیست و از اول هم با ما پیمان بستند که خدمت شما چهارساله است؛ یعنی بعد از چهار سال باید جایگاه‌های دیگری را تجربه کنید و واقعاً اگر انسان بخواهد در جایگاهی در جا بزند دچار رکود می‌شود و این‌که می‌گویند باید جایگاه را تحویل بدهید حتی اگر در خود کنگره هم ما خدمت نکنیم و حتی اگر قسمت نشد و نتوانستیم در کنگره خدمت بکنیم؛ این چهار سال یک کوله‌بار باارزش و خوبی برای ما هست که ما را برای زندگی آینده آماده می‌کند. همیشه کمک راهنمای من خانم فاطمه در لژیون به ما می‌گفتند که کسانی که وارد کنگره می‌شوند چندین برابر دوران عمر خود آموزش می‌گیرند؛ یعنی اگر با افراد در بیرون از کنگره برخورد داشته باشید می‌بینید که شاید فرد هفتادسال عمر دارد و هنوز ناامید است و خیلی از مطالب را نمی‌داند و به خیلی از چیزها اعتقاد ندارد؛ ولی ما در کنگره با این چهار سال خدمت خیلی از چیزها را یاد گرفته‌ایم و خیلی جلو افتاده‌ایم خدا را شاکر هستم از راهنمای عزیزم خیلی سپاس‌گزارم و همیشه از ایشان الگو و  درس گرفته‌ام، از مسافرم تشکر می‌کنم که ایشان باعث شدند من کنگره را بشناسم؛ درست است که من قبل از ایشان آمدم؛ ولی اگر من مسافر نداشتم جوازی برای ورود به کنگره نداشتم از تک تک رهجوهای عزیزم متشکرم و همه آن‌ها را دوست دارم و از هرکدام به یک طریقی آموزش گرفته‌ام و از مرزبان‌های عزیز دوره‌های قبل و الآن قدردانی می‌کنم و امیدوارم که لایق باشم و بتوانم در کنگره باشم و در خدمت همه شما عزیزان باشم از همه شما عزیزان سپاسگزارم.


همچنین کمک راهنما همسفر محبوبه از لژیون چهارم، که با نوشتن چهل سی دی کامل رسماً وارد سفر دوم شده بودند معرفی شدند و گل نمادین خود را دریافت کردند. عرض تبریک مجدد خدمت این عزیزان و کمک راهنمای محترم.



دستور جلسه آینده: نظم، انضباط و احترام
استاد جلسه: راهنما خانم شهره
لژیون خدمتگزار: کمک راهنماها
عکس: همسفر فاطمه لژیون پنجم
تایپ: همسفر فاطمه لژیون سوم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خانمهای همسفر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
م مسافرجمشید لژی ون ۱۷ پنجشنبه 3 بهمن 1398 05:09 ق.ظ
باسلام ضمن عرض تبریک وتهنیت وتشکروقدردانی بابت زحماتی که درطول این چهارسال برای شعبه شهرری انجام دادید وارزوی توفیق روزافزون برای شمارادارم مریدتشکر
همسفر زینب چهارشنبه 2 بهمن 1398 02:11 ب.ظ
خدا قوت به خانم فاطمه ی عزیز و محبوبه جان و مجموعه عوامل کنگره که زحمت کشیده بودند .
همسفر آزاده لژیون سوم چهارشنبه 2 بهمن 1398 11:55 ق.ظ
خانم فاطمه و خانم محبوبه عزیزم؛بودن در کنار شما دو عزیز افتخار هست.
ان شالله هرجا هستید زندگیتان مملو از سلامت و سعادت باشد.
خداقوت به مسئولان محترم سایت.
همسفر راحیل لژیون چهارم چهارشنبه 2 بهمن 1398 08:06 ق.ظ
تبریک به خانم فاطمه عزیزم بابت پرورش استادانی چون کمک راهنمای عزیزم خانم محبوبه و ممنون از خانم محبوبه عزیزم بابت بودنشان به خاطر پذیرفتن رهجویانی چون من از صمیم قلبم از ایشان قدردانی میکنم و تا هستی هست در کنارشان خواهم بود ..همچنین ازخانم فاطمه عزیز هم ممنون بابت ثبت لحظاتی اینچنین زیبا
الهام لژیون پنجم چهارشنبه 2 بهمن 1398 07:45 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم فاطمه کمک راهنما و نگهبان و دبیر و یک خدا قوت ویژه به خانم محبوبه بابت این سالها که زحمت کشیدند و با آرزوی موفقیت و توفیق خدمت در جایگاههای بالاتر. براتون از خداوند سلامتی رو آرزومندم
زهرا لژیون ۸ چهارشنبه 2 بهمن 1398 07:40 ق.ظ
عاشقانه دوستتون دارم خانم محبوبه عزیزم
هرکجا و در هر جایگاهی که هستید موفق باشید و پایدار
خداقوت خدمت خانم منصوره عزیز و مرزبانان محترم
چهارشنبه 2 بهمن 1398 12:59 ق.ظ
تشکر از خانم فاطمه عزیز و خدا قوت خدمت همه خدمتگزاران سایت به خاطر زحمات بی دریغشان
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات