کنگره درمان کرونا را به من هدیه داد
یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 ساعت 07:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مسئول وبلاگ: همسفر منصوره | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

مسافر، نگار با آنتی ایکس مصرفی؛ شیشه وارد کنگره شده است. وی با روش درمان؛ DST و داروی درمان OT سفرش را آغاز کرد و در رشته ورزشی؛ والیبال فعال است. مسافر نگار حدود هشت ماه و یک هفته است که با راهنمایی سرکار خانم معصومه سفر می‌کند. این مسافر مدتی در چنگال کرونا اسیر بوده است و اکنون با پیروی از روش کنگره سلامتی خود را باز یافته است. با او گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

خوشحالم که امروز شما را سلامت می‌بینیم و توانستید بر بیماری کرونا غلبه پیدا کنید. چه زمانی متوجه شدید بیمار هستید و چه علائمی داشتید؟

روز اول بدن‌درد و حالت کرختی داشتم، روز بعد تب کردم و تنفسم بسیار دشوار شده بود. همان‌طور که تبم بالا می‌رفت، بدن دردم نیز زیادتر می‌شد. تا زمانی که دیگر چیزی نفهمیدم، به کما رفتم و هشیاری‌ام را از دست دادم، زیرا 60% ریه‌هایم آسیب‌دیده بود و اکسیژن کمی به مغزم می‌رسید. بعد از دو روز که به من اکسیژن وصل کرده بودند، مقداری از اکسیژن موردنیاز مغزم تأمین شد و هشیارتر شدم. ولی تنگی نفس شدید و دردها تا چند روز ادامه داشت.

آیا شما هیچ بیماری زمینه‌ای دیگری نداشتید؟ و آیا از D.SAP استفاده می‌کردید؟

بله، حدود دو ماهی بود هر روز ساعت 6 صبح داروی OT و ساعت 6:30 صبح D.SAP می‌خوردم. من بیماری کبدی داشتم و پیش از آمدن به کنگره، کبدم را عمل کرده بودم. متأسفانه اوایل سفر دوباره بیماری‌ام عود کرد که با کمک D.SAP دردهای کبدی‌ام خیلی بهتر شد و تقریباً خوب شده بودم. ولی چون سیستم ایمنی بدنم ضعیف بود و ضعف کبدی داشتم، دچار این مشکل شدم.

آیا در بیمارستان بستری شدید یا در منزل به مداوا پرداختید؟

پیش از اینکه به کما بروم حالم خیلی بد شده بود، مرا به بیمارستان بردند و نزدیک به 48 ساعت در آنجا و در کما به سر بردم. زمانی که از کما خارج شدم، فقط 24 ساعت مرا نگه داشتند، شرایط بیمارستان اصلاً خوب نبود و گفتند باید بیمارستان را ترک کنید. برادرم با یکی از دوستانش که یک آپارتمان خالی داشتند صحبت کرد و آن‌ها آپارتمانشان را همراه با یک خوشخواب در اختیار من قرار دادند و آنجا قرنطینه شدم. من با پدر و مادرم زندگی می‌کردم، برای اینکه آن‌ها دچار مشکل نشوند، مجبور شدم به آنجا بروم و تنها بمانم. مرا از بیمارستان با آمبولانس به آنجا انتقال دادند و هر روز ساعت چهار بعد از ظهر اورژانس می‌آمد، مرا ویزیت می‌کردند و می‌رفتند.

شب‌ها تبم شدید می‌شد. کسی اجازه نداشت نزد من بماند. ظرفی پر از یخ کنارم می‌گذاشتند که اگر حالم بد شد پاهایم را در آن ظرف بگذارم تا تبم پایین بیاید. زمانی که می‌خواستم بلند شوم و کاری یا فعالیتی انجام دهم، نفسم تنگ می‌شد. مثلاً برداشتن یک لیوان آب یا یک پتو از کنار دستم، شاید 5 دقیقه طول می‌کشیداین بیماری به ریه آسیب زیادی وارد می‌کند. در طول مدت بیماری دو بار ریه‌هایم را تخلیه کردند. با اینکه بعد از بهبود دو بار تست داده‌ام، ولی هنوز نفس‌تنگی دارم. خصوصاً زمانی که تحرک داشته باشم و به خاطر کمبود اکسیژن لب‌هایم کبود می‌شوند.

دستور آقای مهندس برای استفاده از D.SAP به چه صورت بود؟

چند روز بود که حالم خیلی بد شده بود، خانم معصومه راهنمایم با من تماس گرفتند و پرسیدند چرا در جلسه شرکت نمی‌کنی؟ و آنجا بود که متوجه شدند من مبتلا به این بیماری شده‌ام. خیلی برایم زحمت کشیدند، مدام پیگیری می‌کردند و با من در تماس بودند و به من امیدواری می‌دادند. خانم مونا نیز با من تماس گرفتند و توضیح دادند که باید بخور D.SAP استفاده کنم. به این شکل که مقدار کمی آب را در قابلمه‌ای بریزم و بجوشانم، چند قاشق D.SAP داخل آن بریزم و بعد آن را جلویم بگذارم و تنفس کنم و بخور بدهم.

دو روز اول این کار را انجام دادم، ولی حالم خیلی بد بود، دیگر صدا نداشتم و نمی‌توانستم حرف بزنم. احساس می‌کردم دوباره دچار کمبود اکسیژن شده‌ام؛ اما روز سوم وقتی پرستارها ساعت 4 بعدازظهر آمدند تا مرا ویزیت کنند، در کمال تعجب دیدند حالم بهتر شده است. آن‌ها گفتند دیروز که شما را ویزیت کردیم و رفتیم، تصور می‌کردیم امروز که بیاییم دیگر شما زنده نیستید! چون حال خیلی بدی داشتید، فکر می‌کردیم تمام می‌کنید و به این نیت آمده بودیم که شما را ببریم!

در این مدت اتفاق عجیبی برایم افتاد؛ شب اول که D.SAP را استفاده کردم، حالم خیلی بد بود، نرم‌افزار دژاکام را باز کردم و با چشمان بسته روی صفحه زدم تا یک سی دی دانلود شود و گوش دهم. سی دی که آمد نیروی دوباره» بود! با اشتیاق به آن گوش سپردم. آن شب تب شدیدی کردم و دچار هذیان شدم. همیشه در حالت هذیان سیاهی‌هایی را می‌دیدم که می‌خواهند سمت من بیایند، هرقدر آن‌ها نزدیک‌تر می‌شدند، نفس کشیدن برایم سخت‌تر می‌شد. ولی جالب این بود که آن شب بعد از گوش دادن به آن سی دی، چنین اتفاقی برایم نیفتاد!

روزی که خدمت آقای مهندس رسیدم تا مراتب تشکرم را بیان کنم، این اتفاق را برایشان تعریف کردم و گفتم؛ وجود شما عمر دوباره‌ای به من بخشید. شاید شنیدن این چیزها برای کسانی که باور ندارند، به نظر مسخره بیاید. ولی اگر امروز نفس می‌کشم و هستم، مدیون جناب مهندس هستم. هیچ‌کس نمی‌تواند درد و عذابی را که من کشیدم درک کند. وقتی پرستاران از پیشم می‌رفتند، به خرخر می‌افتادم، چون هوا به ریه‌هایم نمی‌رسید. به دلیل نرسیدن اکسیژن کافی به مغزم، حالتی مانند همهمه در سرم می‌پیچید و چشمانم خوب نمی‌دید.

تنها چیزی که آن زمان خیلی به من کمک کرد، استفاده از D.SAP و سخنان آقای مهندس در سی دی نیروی دوباره بود که نجات‌بخش من شدند. طی دو هفته اخیر سه بار تست داده‌ام، حالم کاملاً خوب است و بهبود یافته‌ام و تاکنون سه بار پلاسمای خونم را اهدا کرده‌ام.

و حرف آخر؟

با قاطعیت می‌گویم، نفسی که می‌کشم و لحظاتی که می‌توانم کنار خانواده‌ام، کنار دخترم و پدر و مادرم به سر ببرم، مدیون آقای مهندس هستم و این بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که کنگره به من داد. به‌طور حتم اگر به کنگره نیامده بودم و دچار این بیماری می‌شدم، الان زنده نبودم. از صمیم قلبم از جناب مهندس، خانم مونا و راهنمای خوبم خانم معصومه تشکر می‌کنم. حق یارتان.

 منبع: سایت مرکزی کنگره 60

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: وبگردی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic