ترسیم خطوط زیبا برای زندگی
سه شنبه 3 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

هر انسانی می‌تواند کتاب زندگی خودش را بنویسد. نویسنده خود فرد است و اینکه من باید امکانات داشته باشم تا بتوانم کتاب زندگی خود را به‌درستی بنویسم تفکر اشتباهی است چراکه بزرگ‌ترین عالمان و دانشمندان کسانی بودند که با امکانات کم توانستند بهترین نتیجه را بگیرندسازنده کتاب زندگی خودمان، خودمان هستیم و این خودمان هستیم که خطوط زیبا را می‌توانیم برای آن ترسیم کنیم و موقع نوشتن آن نباید مدام مشکلات و وقایع گذشته را یادآوری کنیم و نتوانیم که قدرت تمرکز برای کارهای جدید خود داشته باشیم

 

همسفر پروین:

همان‌طور که آقای مهندس فرمودند زندگی ما را خواست، تقدیر و فرمان الهی می‌سازدتقدیر از قدر و اندازه‌گیری می‌آید و اعمال ما در تقدیر نقش مهمی دارند و خطوط آن را تغییر می‌دهند و این اندازه‌گیری برای تمام هستی وجود داردهر کس مرتکب هر خلافی شود به همان اندازه مجازات می‌شود نه بیشتر و نه کمتر از آن مجازات می‌شودمثالی هم که آقای مهندس در سی دی زدند گفتند: یک کسی یک خلافی می‌کند و او را پیش قاضی می‌برند و قاضی بر مبنای خلافی که کرده است حکم صادر می‌کندما تقدیرمان را خودمان به وجود می‌آوریم یعنی این‌طوری نیست که بگویند تو این کار را بکن، برای همین است که می‌گویم سرنوشت انسان‌ها با خواست خودشان رقم می‌خورد و این نامه پیشین من است ولی برای گذشته است. کاری که قبلاً کرده‌ام یک موقع دلیلش را می‌دانم و یک موقعی به قول آقای مهندس پرونده‌اش به‌روز الست می‌خورد و من دلیلش را نمی‌دانمتقدیر تیری هست که از کمان رها می‌شود و به‌سرعت هم به هدف می‌خورد تقدیر چه منفی و چه مثبت اتفاق می‌افتد؛ اما اعمال من هم در خطوط تقدیر نقش مهمی دارند.

این‌طور نیست که من هر کاری که دلم خواست انجام بدهم و هیچ اتفاقی هم برای من نیفتد؛ مثلاً دزدی کنم، قضاوت کنم، رشوه بگیرم. در این مورد مسافر خودم را می‌گویم که بارها و بارها کارهای اشتباهی انجام داد، در کنگره روی برنامه نبود و خوب سفر نمی‌کرد و حالا تاوان کارهای خودش را پس می‌دهد، یکجایی باید تاوان پس  می‌داد، ممکن است که زمان ببرد اما وعده خداوند دروغ نیست. اگر خوبی کنیم خوبی می‌بینیم و اگر بدی کنیم بدی می‌بینیمآقای مهندس گفتند آنچه در تقدیر است به انجام می‌رسد حالا من از این مسائل و مشکلاتی که برایم پیش‌آمده و منفی هم هست چطور استفاده کنم خیلی مهم است. گاهی اوقات مسائل منفی و یا مشکلاتی که برای من به وجود می‌آید یک‌چیزی را به من یاد می‌دهد، الآن مشکلی که برای مسافر من پیش‌آمده است حتماً خیری هم در آن بوده است، امیدوارم با توکل به خدا حل بشود و مسافرم سفرش را از نو شروع کند و بداند هیچ‌وقت نمی‌تواند از تقدیر فرار کند. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی.

همسفر زینب:

هر چیزی که در زندگی اتفاق می‌افتد قطعاً یک حکمتی دارد، مثل تخلیه شعبه کنگره که شاید آن موقع برای آقای مهندس و برای تمام کسانی که سفر می‌کردند خیلی سخت بود؛ اما خب آن سختی باعث شد که کنگره به این‌همه موفقیت برسد. برای خود من خیلی درس دارد، اینکه وقتی‌که حالم خراب است و در سختی هستم نباید ناامید شومبارها و بارها پیش‌آمده که حالم بد بوده اما روزهای خوبی هم داشته‌ام، پس نباید فراموش کنم همیشه بعد از هر سختی یک آسانی هم هست. موضوع دیگری که آقای مهندس درباره آن صحبت کردند اینکه آدم فقط خودش می‌تواند حال خودش را خوب کند و نباید از کسی توقع داشته باشیم. انسان نباید حال خوبش وابسته به حال دیگران باشد. من که برنامه زندگی‌ام را می‌نویسم باید این برنامه تمیز نوشته شود و همان‌طور که در کتاب گفته بود، هر ورق از زندگی من باید با دقت و ظرافت خاصی نوشته شود و این‌جوری نباشد که بخواهم مدام به گذشته برگردم.

استاد می‌گویند که با نادان نباید سخن نگوییم؛ اما ممکن است آن نادان درون ما باشد و آن صداهای منفی درون ما همان نادانی باشد. افکار و اندیشه ما روی تقدیر تأثیر می‌گذارد. ایشان گفتند باید به جهل خودمان پایان بدهیم. با توجه به برداشت خودم میگویم من زینب در تقدیرم بوده که پدرم یک مصرف‌کننده باشد و به‌واسطه او من امتحان بشوم؛ اما این افکار و اندیشه من خیلی تأثیر دارد. اینکه من بیایم مثبت فکر کنم یا منفی فکر کنم یا اینکه خودم را یک آدم منفعل بدانم و یا اینکه چون‌ پدر من این‌جوری بوده است من نباید در اجتماع حضورداشته باشم یا باید سرافکنده باشم یا اینکه نه من ببینم خدا چه درسی در این امتحان برای من گذاشته است. از همه مهم‌تر که من این مدت خیلی به آن فکر می‌کنم اینکه اگر پدر من حالا در این مسیر رفته است قرار هست که در زندگی یک هدف در زندگی  برای من پیش بیاید، یعنی چه؟ یعنی اینکه من شاید قرار است امتحانم این باشد و  به‌واسطه او به خیلی‌ها کمک کنم و راه را به خیلی‌ها نشان بدهم و به این فکر ‌کنم که یک مدت میگویم خب این امتحان نزدیک سه دهه است که در زندگی من هست و حتی قبل از اینکه من به دنیا بیایم، چرا در دوره‌ای که من به سنی می‌رسم که می‌توانم وارد اجتماع بشوم باید کنگره را پیدا کنم؛ پس حتماً یک هدفی از پس این امتحان برای من هست که من خودم فکر می‌کنم باید از آن درس بگیرم، انشا الله با تلاش خودم و رسیدن به رهایی بتوانم به افراد دیگر کمک کنم.

همسفر شبنم:

آقای مهندس ابتدای مطالب در موردتقدیر صحبت کردند که تقدیر از قدر می‌آید، به معنی اندازه‌گیری و اندازه هست، شب قدر ملائک برای اندازه‌گیری تمام چیزهایی که در هستی هست می‌آیند. گفتند بعضی از واژه‌ها مفهوم در خودش هست. تقدیر به این صورت هست بعضی‌ها اعتقاددارند که میگویند زندگی جبر است بعضی‌ها میگویند زندگی اختیار هست و باید برای هر مسئله با آگاهی و دانش اظهارنظر کنیمگفتند که سه تا عامل هست که در کنگره 60 مطرح می‌شود که بر اساس این سه عامل زندگی ساخته می‌شود. جبر و اختیار است که اختیار خواست ما می‌شود و یکی هم که جبر میگویند تقدیر می‌شود و یکی هم فرمان الهی هست. بر اساس این عوامل خواست، تقدیر و فرمان الهی زندگی ما ساخته می‌شودتقدیر نامه پیشین هست اما پرونده‌اش به پیمان الست برمی‌گردد.

تابه‌حال اتفاقاتی که رخ‌داده بر مبنای آن، تقدیر هرکسی رقم‌زده می‌شود. ولی مهم هست که ما نسبت به تقدیر چه عملی انجام دهیم. مثلاً اگر فردی به زندان رفته شاید تقدیر خیلی بدی باشد ولی ممکن است در همان زندان ورزشکار حرفه‌ای یا نویسنده بزرگ بشود یا مثل ماندلا کتاب مطالعه کرد و علمش را بالا برد و به رئیس‌جمهور تبدیل شد که کارهای خیلی مفید برای کشورش انجام داد، اگر در زندان نبود این اتفاق برایش صورت نمی‌گرفت. پس بعضی‌ها هستند که از تقدیر منفی بهترین نتیجه را می‌گیرند، به دیدگاهشان بستگی دارددر مورد اتفاقاتی که در کنگره افتاده بود صحبت کردند که در ظاهر ناراحت‌کننده‌ بود که مکانی که داشتند و از دست دادند و در پارک حضور پیدا می‌کردند؛ ولی همین‌که رفتند و در پارک جلسه تشکیل دادند، ورزش کردند و این‌ها همه باعث به وجود آمدن اتفاقات خیلی خوبی شد که با صبر کردن و با تلاش کردن ادامه دادند و توانستند به آن دست پیدا کنند که خود کنگره ساختمان‌های زیادی دارد و ورزشکارهای خیلی حرفه‌ای دارد و به درجات بالای علمی رسیده است.

در مورد اینستاگرام صحبت کردند که اگر دیدیم که کامنت بدی زیر کامنت های کنگره هست ما دو کار می‌توانیم انجام دهیم یا باید کامنت ها را ببندیم یا اگر نمی‌بندیم و کامنت منفی دیدیم اعضای کنگره اجازه ندارند که جواب شخصی که کامنت منفی گذاشته است را بدهند باید آن را نادیده بگیرند و از کنارش رد بشوند شاید آن فرد اطلاعاتی درباره کنگره ندارد و در بی‌خبری یا از بیکاری یک‌چیزی نوشته است؛ ولی وظیفه ما هست که به آن دامن نزنیم و خیلی روی آن تمرکز نکنیم چون بیشتر به آن انرژی می‌دهیم و آن را قوی‌تر می‌کنیممثل داعش که گفتند که اگر فیلمی از سربریدنشان در اینترنت پخش نمی‌شد و در کل دنیادیده نمی‌شد به این سرعت قدرت نمی‌گرفت. باید بدانیم اتفاقی که برای ما می‌افتد زیاد نباید ناراحت بشویم، غصه بخوریم و غمگین شویم، ممکن است پشت آن داستان ماجرایی باشد که ما از بی‌اطلاع هستیم. 

هر انسانی یک کتاب هست و فقط خودش هست که می‌تواند کتاب زندگی‌اش را بنویسد، جوری نیست که یکی دیگر بیاید برای زندگی ما  کاری بکند خودمان هستیم که آن را می‌نویسیم. مقصد خیلی دور است ولی هیچ راهی نیست که پایانی نداشته باشد همه راه‌ها به پایان خط ختم می‌شونداگر مشکلات زیادی داریم می‌توانیم با رفتار و کردارمان به پیروزی برسیم و اگر شصت‌ونه بار شکست خوردیم، ممکن است بار هفتادم به نتیجه برسیم و تلاش کنیم پس ادامه بدهیمپس اگر شکست خوردیم؛ باید تکرار کنیم. یکی از شکست پل پیروزی می‌سازد و یکی از شکست به‌جایی می‌رسد که باعث ناامیدی و حتی مرگ خودش می‌شود و باید بدانیم که هیچ نفسی بار هیچ نفسی را نمی‌تواند بردارد، هیچ‌کس نمی‌تواند به‌جز خودمان به خودمان کمک کند و ما باید زاویه دید و افکار و اندیشه‌مان را عوض کنیم و دیگر به مرحله قبلی مثل مصرف مواد برنگردیم.

ممکن است مسائل نیمه‌کاره داشته باشیم باید همه را جمع‌وجور کنیم و تک‌تک پرونده‌شان را کنار بگذاریمما باید به جهل خودمان و اسارتی که از جهل خودمان رسیده‌ایم  پایان بدهیم و اینکه وقتی گفتند که با مردم نادان سخن مگویید، ممکن است آن فرد نادان خارجی باشد که ما باید نادیده بگیریم و یا نادان داخلی و درون خودمان باشد که به افکار منفی خودمان برمی‌گردد نباید زیاد روی آنها تمرکز کنیم که باعث شود روی رفتار و اعمال ما اثر بگذارد. تقدیر هرچه هست به انجام می‌رسد ولی افکار و اندیشه ما می‌تواند در خطوط تقدیر نقش سازنده داشته باشد به‌طوری‌که آن را تغییر بدهد و شکست ما را تبدیل به پل پیروزی بسیار قوی و نیرومند بکند.

و در ادامه کمک راهنما همسفر فاطمه:

در سی دی جواب آقای مهندس مبحثی را راجع به مطلبی که در تاریخ 96/02/08 از استاد خود سردار در موردتقدیر بیان‌شده است را مطرح نمودند. تقدیر از قدر می‌آید، به معنای سرنوشت هم به‌کاربرده می‌شود. قدر به معنای اندازه هست. برای هر کلمه ممکن است چند واژه در نظر گرفته شود که هرکدام بار معنایی خاصی داشته باشد و مفهوم آن تغییر پیدا کند. هر مسئله‌ای که برای انسان پیش می‌آید انسان باید بر مبنای آن دانش و آگاهی که در آن زمینه دارد حرکت کند و حتماً باید اطلاعات و دانش او در حد وسیع باشد تا بتواند به حرکت خود ادامه دهد و بتواند در برابر مسائل قدرت تشخیص درستی بدهدسه چه چیز هست که زندگی همه ما انسان‌ها را می‌سازد، خواست، تقدیر و فرمان الهی که هرکدام به‌نوعی در زندگی انسان‌ها تأثیرگذار هستند و به‌تنهایی کاربردی ندارند. 

انسان‌ها خودشان هستند که تقدیر را برای خودشان رقم می‌زنند و آن اعمال و کارهایی که انجام می‌دهند در زندگی آن‌ها تأثیرگذار است و در رقم خوردن تقدیرشان مؤثر هستند. انعکاس رفتار و اعمال ما در خطوط تقدیر ما نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنددرست است که سرنوشت انسان‌ها با خواست انسان‌ها رقم می‌خورد و این خود فرد هست که هرچقدر برای به دست آوردن خواسته‌اش تلاش و کوشش کند می‌تواند موفق باشد؛ ولی تقدیر هم به‌نوعی جز خواست ما انسان‌ها است. ممکن است ما درگذشته کاری را انجام داده باشیم و تقدیر برای ما رقم‌زده شده باشد ولی اینکه من از این تقدیر بدی که برایم رقم خورده چطور استفاده کنم خیلی مهم است و عکس‌العمل من در قبال تقدیری که برایم رقم‌زده شده است بسیار مهم است تا بتوانم از آن تقدیر بد در جهت درست و خیر قدم بردارم

ممکن است تقدیر منفی برای ما رقم خورده باشد؛ ولی من بافکر و تفکر درست می‌توانم بهترین نتیجه را از این تقدیر بد برای خود رقم بزنم و تقدیر دیگر و بهتری برای من رقم بخورد. وقتی‌که مسائل منفی برای من اتفاق می‌افتد من باید به‌درستی از آن استفاده بکنم و مدام مشکلات و مسائل منفی را لعنت خدا ندانم شاید این شرّی که نصیبم شده است خیر دیگری در انتظار من باشد. همیشه باید بدانم که اگر مشکلات و مسائل نباشند منِ نوعی نمی‌توانم به تکامل برسم. اگر این مشکلات و گرفتاری‌ها نباشد من نمی‌توانم پیشرفت کنم؛ اما اگر وقتی مسئله و مشکلی برای من پیش می‌آید من بیایم به آن مشکل یا نیروی منفی قوت و قدرت بدهم قطعاً نمی‌توانم از آن عبور کنم و روز‌به‌روز محکم‌تر و قوی‌تر می‌شود؛ چون همیشه زور و قدرت نیروی منفی بسیار زیاد است و اگر ما بیشتر به آن پروبال بدهیم هرروز قوی‌تر می‌شود. 

در کتاب 60 درجه هم در قسمتی آقای مهندس بیان کرده‌اند که با نادان سخن مگویید. هرچقدر با آدم نادان صحبت کنیم حرف و کلام ما را درک نمی‌کند و به‌قول‌معروف حرف، حرف خودش هستحالا ممکن است این آدم نادان درون خودمان باشد. آقای مهندس در ابتدای همه سی‌دی‌ها بیان می‌کنند که خدایا از دست قدرتمندترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمان است به تو پناه می‌بریم. پس ممکن است آدم نادان و جاهل درون خود ما باشد و ما در بیرون به دنبال آن بگردیمدرصورتی‌که بعضی‌اوقات ما با نادانی و جهلی که داریم باعث می‌شویم که تقدیری که برای ما رقم می‌خورد در همان جهت باشد. پس همیشه نباید دنبال آدم نادان بیرون از خودمان باشیم، گاهی نادانی در درون خود ما است و ما از آن بی‌خبریم و با تصفیه و پالایش می‌توانیم نادانی درون خودمان را به دانایی تبدیل کنیم. 

بسیاری از ما همسفران و مسافران که الآن در کنگره حضور داریم روزی برای خودمان آرزوی مرگ می‌کردیم که از این زندگی خسته شده‌ایم و بریده‌ایم، شاید گاهی بعضی از ما به فکر خودکشی و نابود کردن خودمان هم می‌افتادیم؛ ولی این را باید بدانیم که در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد. شاید بعضی‌اوقات گرفتاری‌ها و مشکلاتی داشته باشیم و غمگین و ناامید باشیم؛ ولی می‌توانیم با درست کشیدن تصویر تقدیر دیگری را برای خود رقم بزنیم و بدانیم که پایان شب سیه سپید استاگر چرخ دوران چند روزی بر وفق مراد ما نچرخید ناراحت نباشیم و بدانیم که زندگی، هستی و انسان جاری هست و همیشه این چرخ دوران به یک‌شکل نمی‌چرخد؛ مانند چرخ‌وفلکی که سوار آن هستیم گاهی بالا و گاهی پایین می‌شویم؛ اما اینکه من از این اتفاقاتی که برایم می‌افتد چه درسی می‌گیریم بسیار مهم است.

اینکه اگر شکست خوردم ناامید نباشم و دوباره برای رسیدن به خواسته و هدف خود تلاش کنم و بدانم شکست پلی برای رسیدن به پیروزی هست، باید نقطه تحمل خود را بالا ببرم، صبور باشم و از شکست‌ها درس بگیرم، تجربه کسب کنم و با خود تفکر کنم که علت شکست من چه بوده است؟ بعد دوباره برای مرحله بعدی گام‌های محکم‌تر و قوی‌تری بردارماگر منِ همسفر برای همراهی مسافرم وارد کنگره می‌شوم باید من هم تلاش کنم، من هم از این مشکلی که برایم به وجود آمده درس بگیرم و با خود بیندیشم که مشکل کارم کجا بوده است و اگر به کنگره آمده‌ام و هنوز تغییر نکرده‌ام، هنوز درگیر کارهای مسافرم هستم، هنوز اندر خم یک کوچه هستم. ایراد کار من کجا هست؟ 

آیا سری به درون خود زده‌ام که در آنچه می‌گذرد؟ آیا مسئولیت کارهای خود را پذیرفته‌ام؟ آیا برای کارها و اهداف خود برنامه‌ریزی دارم یا نه؟ و خیلی سوالاتی از این قبیل که هنوز نمی‌توانم جواب یکی از آن‌ها را بدهمپس من همسفر باید تلاش کنم باید از این تقدیری که برایم رقم خورده در جهت نیک استفاده کنم. بسیاری از همسفران باحال بسیار خراب وارد کنگره شده‌اند و الآن بعد از چندین سال که آن‌ها را مشاهده می‌کنیم می‌بینیم که به چه موفقیت‌هایی دست پیداکرده‌اند؛ حتی بعضی از آن‌ها فکرش را هم نمی‌کردند که می‌توانند به چنین موفقیت‌ها و پیروزی‌هایی دست پیدا کنند. چراکه درگذشته و قبل از کنگره فکر می‌کردند که باوجود یک مصرف‌کننده‌ای که دارند به آخر خط رسیده‌اند و زندگی و هستی برای آن‌ها معنایی نداشت و خسته از راه بودند و دیگر به ادامه راه فکر نمی‌کردند و همیشه ناامید و مأیوس بودند که راه فراری از این گرفتاری ندارند.

اما با ورود به کنگره و گرفتن آموزش‌ها تقدیر دیگری برایشان رقم خورد که همه این‌ها به خواست خود آن‌ها بستگی داشت و این‌که صفحاتی را که می‌خواهند برای زندگی خود نقاشی کنند با برنامه‌ریزی و دقت بیشتر این کار را انجام دهند و درنتیجه موفق شدند. گاهی اوقات وقتی روی چیزهای منفی متمرکز می‌شویم نمی‌توانیم چیزها و نیروهای مثبت را ببینیم و برای همین هرروز آن‌ها قوی‌تر می‌شود و من نمی‌توانم با آن‌ها مقابله کنم و باید خودم به خودم کمک کنم که از دست آن‌ها خلاصی پیدا کنمهر انسانی می‌تواند کتاب زندگی خودش را بنویسد. نویسنده خود فرد است و اینکه من باید امکانات داشته باشم تا بتوانم کتاب زندگی خود را به‌درستی بنویسم تفکر اشتباهی است چراکه بزرگ‌ترین عالمان و دانشمندان کسانی بودند که با امکانات کم توانستند بهترین نتیجه را بگیرند. امکانات مانند گنجینه‌ای است که خداوند به ما داده است؛ اما باید از آن‌ها در جهت درست استفاده کنیم. سازنده کتاب زندگی خودمان، خودمان هستیم و این خودمان هستیم که خطوط زیبا را می‌توانیم برای آن ترسیم کنیم و موقع نوشتن آن نباید مدام مشکلات و وقایع گذشته را یادآوری کنیم و نتوانیم که قدرت تمرکز برای کارهای جدید خود داشته باشیم

باید قالبی که برای ساختن زندگی خود انتخاب می‌کنیم محکم باشد تا به‌آسانی با گرفتاری‌های کوچک آسیب نبیند اگر قالب محکمی داشته باشیم می‌توانیم نیروهای خفته درون خودمان که بیدار شده‌اند را به‌درستی از آن‌ها استفاده کنیم. وقتی‌که از نیروهای خفته در جهت مثبت و در جهت رسیدن به اهدافمان استفاده کردیم می‌توانیم حرکت‌های بهتری داشته باشیم و به اسارت و گرفتاری که در آن دچار بودیم پایان بدهیم. بعضی از ما بدون برنامه کارهایمان را انجام می‌دهیم حتی ممکن است هنوز کاری را تمام نکرده‌ایم سراغ کار بعدی برویم و باید بدانیم که با انجام این کار هیچ‌وقت به هدف و نتیجه درست نمی‌رسیم و به‌قول‌معروف استخوان‌ لای‌زخم می‌گذاریم. همیشه باید حواسمان به نیروهای منفی باشد و نگذاریم که در ما رسوخ پیدا کنند چراکه بیرون کردن آن‌ها کار دشواری است و زمان و انرژی بیشتری باید صرف کنیم تا بتوانیم آن‌ها را از درون خودمان بیرون کنیم. پس همه ما باید بدانیم که این خودمان هستیم که می‌توانیم بهترین تقدیرها را برای خود رقم بزنیم.

ارسال: رابط وبلاگ همسفر شبنم لژیون چهارم  

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: لژیون مجازی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرجمشیدلژیون ۱۲ سه شنبه 3 تیر 1399 05:10 ب.ظ
باسلام ضمن عرض دورود و سپاس و خداقوت و خسته نباشید خدمت همسفر سرکار خانم پروین وهمسفر سرکار خانم زینب و همسفر سرکار خانم شبنم و همسفر راهنما سرکار خانم فاطمه وبا آرزوی توفیق روز افزون برای هر چهار نفرتان را دارم مرید تشکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic