خوراکی مفید برای ذهن
یکشنبه 8 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

بعضی وقت‌ها این خود ما هستیم که دَر را برای ورود افکار و اندیشه‌های مخرب باز می‌گذاریم و بعد از مدتی از ضلع تهدید دچار تخریب می‌شویم و وقتی اجازه ورود القائات و افکار منفی را به درون خودمان دادیم و بعدازاین کار منتظر هستیم که دیگران به ما احترام بگذارند و چنین توقعی را از دیگران داریم و در ادامه دنبال قدرت نیز هستیم که کسی به من حرف درشت و بزرگی نزند و این خودم هستم که با چنین تفکراتی برای ذهن خودم خوراک تعیین می‌کنم. پس خوراکی که من به ذهن خود می‌دهم بسیار مهم می‌باشد و اگر من ندانم که چه خوراکی به ذهن خود می‌دهم این دَر را برای ورود هر چیزی باز می‌گذارم و هر چیزی از هر منبع ناشناخته‌ای که باشد اجازه ورود به ذهن من را دارد و وقتی من چندین ساعت روی این خوراک‌هایی که به ذهنم داده‌ام خودم را مشغول می‌کنم و یک انرژی منفی در درون خودم انباشته می‌کنم که ممکن است در جهت خاصی به حرکت دربیاید و من در جهت منفی از آن استفاده بکنم

همسفر پروین:

آقای امین فرمودند احساسی بی‌لیاقتی دقیقاً مانند زخمی است که در صور پنهان شخص قرار دارد و تا شخص خودش را درمان نکند خوب نمی‌شود و با تغییر اندیشه می‌تواند آن‌ها را خوب کند و فرمودند شنیدن، تنفس کردن، خوردن غذا، هضم کردن غذا توانایی هستند. این مجموعه توانایی‌ها امکان زندگی کردن و یا بهره‌مند شدن از زندگی را برای ما فراهم می‌کنند. حال اگر یک انسانی که مجموعهای از توانایی‌ها در او هست و 50 تا 70 درصد از این توانایی‌هایش را باور نداشته باشد که به کار نمی‌آید یا اصلاً جز توانایی‌هایی نیستند که می‌تواند آن‌ها را باور داشته باشد شما تصور کنید که این انسان چقدر از زندگی محروم می‌شود یعنی خیلی چیزها را نمی‌تواند به‌راحتی دریافت کند.

بعد درباره احساس تهدید صحبت کردند و گفتند کسانی که احساس تهدید دارند همیشه دنبال قدرت می‌روند؛ یعنی همیشه می‌خواهند جایگاهی داشته باشند که کسی نتواند به آن‌ها آسیب برساند، کسی نتواند به آن‌ها ضربه‌ای وارد کند و کسی نتواند به آن‌ها بگوید که بالای چشمتان ابرو هست. چون باید یک شوک به آن‌ها وارد بشود همین‌طوری به وجود نمی‌آید؛ یعنی وقتی انسانی شخصیت او در تعادل هست زیر بار این حرف‌ها نمی‌رود اگر کسی بخواهد او را متهم کند به او می‌گوید برو دنبال کارت و قبول نمی‌کند اصلاً اجازه نمی‌دهد کسی این کار را با او بکند.

درباره احساس گناه صحبت کردند و گفتند که این افراد در زندگی دائم دنبال مقصر و متهم می‌گردند که دیگران را محکوم کنند که فلانی مقصر بود که من این‌کاره شدم، فلانی مقصر بود که من معتاد شدم و یا فلانی مقصر بود که من از کار بیکار شدم؛ درصورتی‌که باید اول خودش را محکوم و محاکمه کند؛ چون انسان باید اول ظرف خودش پر شود و هنگامی‌که خود انسان از آن احساس پر شد می‌تواند به اطرافیان تراوش کند. مثال شلنگ آب را زدند که شلنگ آب اول باید خودش پر شود و بعد آب آن به بیرون از شلنگ ریخته شود.

احساس بی‌لیاقتی، گناه و تهدید زخمی در صور پنهان هست و تا شخص این زخم‌ها را درمان نکند خوب نمی‌شود و گذشت زمان هم نمی‌تواند آن‌ها را خوب کند. تغییر در اندیشه، افکار تفکر و نگرش می‌توان آن‌ها را خوب کند و هر چیزی که در هستی هست قابل‌انتقال هست. حتی صفات را هم می‌توانیم انتقال بدهیم مثلاً اگر ما خوبی یا محبتی که درونمان هست را می‌توانیم انتقال بدهیم. ما اگر از خوشحالی و از رهایی کسی خوشحال بشویم دقیقاً همان خوشحالی و همان رهایی بازخورد و انعکاس آن به خودمان برمی‌گردد

ما باید متوجه کارهایی که می‌کنیم باشیم چون در کائنات همه به ما می‌رسد که مابعد از رسیدن به رهایی کسی خوشحال شدیم و این خوشحالی به خودمان برمی‌گردد و اگر مثلاً از مریضی کسی خوشحال بشویم دوباره کائنات انعکاس آن را به خودمان برمی‌گرداند و می‌گوید خب اگر این مریضی خوب هست و تو از آن خوشت آمده از مریضی که برای فلان کس هست پس ما آن مرضی را که تو دوست داری به تو می‌دهیم و به خودمان برمی‌گردد.

در آخر می‌خواستم بگویم وقتی‌که انسان به یک نفر اعتماد می‌کند و او را موردحمایت قرار می‌دهد اگر بخواهد فرد مقابل از خوبی‌ها و حمایت‌های او سوءاستفاده کند و ضربه محکم و ضربه سختی از طرف آن فردی که موردحمایت قرارگرفته بخورد انسان سخت می‌تواند به افراد دیگر اعتماد کند و زمان می‌برد تا اعتماد به او را دوباره پیدا کندمن مثال مسافر خودم را می‌زنم چون مسافر من خیلی اذیت کرده و بارها و بارها قول داده که این دفعه دیگر کارهای گذشته را تکرار نمی‌کند و این دفعه گریز زدن‌ها را کنار می‌گذارد؛ اما من فعلاً او را قبول ندارم و نمی‌توانم به این راحتی به حرف‌هایش اعتماد کنم یا او را بپذیرم و یا او را قبول کنم. وقتی اعتماد از دست رفت خیلی سخت هست که دوباره آن اعتماد را بخواهیم دوباره به دست بیاوریم.

و در ادامه کمک راهنما همسفر فاطمه:

شخصیت یعنی باور انسان نسبت به موجودیت خودش؛ یعنی اینکه توانایی‌هایی که در وجود انسان هست را باور داشته باشد و آن چیزی که در درون او هست موجودیت او را تعیین می‌کند که همه این‌ها جزء شخصیت او هست. اضلاع مثلث شخصیت شامل احساس امنیت، احساس شایستگی و احساس معصومیت می‌باشد احساس امنیت یعنی این‌که من احساس امنیت، آرامش و صلح کنم و بدانم که امنیت دارم و اگر می‌خواهم به خواسته‌ها و اهداف خودم دست پیدا کنم قطعاً امنیتی وجود دارد که من می‌توانم تلاش و کوشش بکنم و زحمت بکشم و به آن‌ها دست پیدا بکنم

ضلع دیگر احساس شایستگی هست و به این معنا می‌باشد که من توانایی‌ها و خصوصیت‌هایی دارم که برای انجام دادن کارهایی که می‌خواهم انجام بدهم به من کمک می‌کند. سومین ضلع احساس معصومیت است که به این معنا می‌باشد که من  کارهایی که در زندگی انجام می‌دهم در جهت پاکی و خیر هست و من از بدی‌ها دوری می‌کنم و در جهت خوبی و خیر حرکت می‌کنم. اگر این سه‌ضلعی که گفتیم در انسان‌ها وجود داشته باشد چنین فردی در حالت تعادل قرار دارد و همه این‌ها برای هر انسانی لازم و واجب هست

در مقابل چنین مثلثی مثلث دیگری به نام مثلث تخریب شخصیت داریم که اضلاع آن احساس بی‌لیاقتی، احساس گناه و احساس تهدید هست. احساس بی‌لیاقتی به این معنا است که فرد فکر می‌کند بی‌لیاقت است و کاری از دست او برای انجام کارها بر‌نمی‌آید و اگر چنین حسی در فرد به وجود بیاید نمی‌تواند از جای خود بلند شود و کارهای خودش را انجام بدهد و توانایی‌ها و استعدادهای خودش را بروز بدهد. وقتی فرد دچار چنین احساسی می‌شود نیروهای منفی و القائات منفی به زیباترین شکل در وجود او رشد می‌کنند و نمی‌گذارند که او توانایی‌هایی را که دارد را بروز بدهدوقتی فردی توانایی‌های خودش را باور نداشته باشد یا اینکه بگوید من هیچ توانایی در خودم احساس نمی‌کنم از بسیاری از چیزها در زندگی خودش محروم می‌شود و نمی‌تواند بسیاری از چیزها را دریافت کند؛ حتی نمی‌تواند القائات مثبت را نیز دریافت کند. 

ضلع دیگر احساس گناه است که این احساس، بسیار قدرتمند است و وقتی فرد دچار چنین احساسی می‌شود همه را به‌جز خودش در به وجود آمدن مشکلاتش سهیم و مقصر می‌داند و همیشه به دنبال این است که او را متهم بکند که تقصیر فلان شخص بود که من این‌طوری شدم و دائم دنبال این است که یک نفر را مقصر بداند و یک نفر را محکوم کند؛ اما در اینجا یک نکته وجود دارد فردی که دیگران را محکوم می‌کند اول خودش را محکوم کرده است و بعد دیگران را محکوم می‌کند که در این سی دی آقای امین مثال شلنگ آب را زدند که گفتند ابتدا باید شلنگ را موقعی که آب را درون آن باز می‌کنیم پر شود و بعدازآن که به انتهای شلنگ رسید آب از آن بیرون بیاید. پس وقتی انسان درون خودش را از گناه پر کرد آن‌وقت این احساس را به بیرون و به دیگران منتقل می‌کند و بعدازآن شروع به تراوش کردن گناه نسبت به دیگران می‌کند. 

اگر هم‌دستش به‌جایی بند نباشد سراغ گذشته می‌رود و خلاصه مسئله یا مشکلی را پیدا می‌کند که آن را بهانه بکند تا دیگران را محکوم و مقصر بداند و تا وقتی‌که این احساس را از خود دور نکند به صلح و آرامش دست پیدا نمی‌کنددر ضلع سوم که احساس تهدید را بیان می‌کند فرد مدام به دنبال قدرت می‌گردد و همیشه سعی دارد و می‌خواهد یک جایگاهی داشته باشد که دیگران نتوانند به او ضربه‌ای را وارد کنند یا به قول ضرب‌المثل معروف کسی نتواند به آن‌ها بگوید که بالای چشمتان ابرو هست. همه این‌ها موقعی اتفاق می‌افتد که فرد در شخصیت خودش احساس تعادل نداشته باشد، اگر در شخصیت خودش تعادل داشته باشد زیر بار چنین حرف‌هایی نمی‌رود و اگر فردی بخواهد به او حرفی بزند یا توانایی که او دارد را زیر سؤال ببرد با او برخورد می‌کند و اجازه نمی‌دهد که فردی بیاید و روی عواطف و احساسات او اثر منفی و بد بگذارد

تمام این چیزهایی که آقای امین بیان کردند مانند زخمی است که در صور پنهان وجود دارد و تا فرد این زخم‌ها را درمان نکند خوب نمی‌شود. چنین زخم‌هایی باگذشت زمان ترمیم نمی‌شود؛ بلکه فرد باید در اندیشه، تفکر و نگرش خودش تغییراتی ایجاد بکند. چون چنین زخم‌هایی که در وجود او هست با کوچک‌ترین حرفی و سخنی به هم می‌ریزد و گریه می‌کند و یا با کوچک‌ترین ضربه‌ای که به زخمی‌ها وارد می‌شود به هم می‌ریزد و شاید فحش و ناسزا هم بدهد. گاهی مواقع آدم از سر دلسوزی کاری را برای کسی انجام می‌دهد و بعد به‌جای این‌که از آن فرد خوبی دریافت کند نتیجه عکسی دریافت می‌کند و چنین فردی دائماً با خود احساس گناه می‌کند و دائم با خود می‌گوید که اگر من این کار را نمی‌کردم این‌طوری نمی‌شد و خیلی اگرهای دیگر را با خود بیان می‌کند و دائم این‌ها را با خود تکرار می‌کند و احساس گناه را با خود حمل می‌کند و وقتی می‌تواند از آن خلاصی پیدا بکند که بتواند آن احساس را در درون خودش پیدا بکند

بعضی وقت‌ها این خود ما هستیم که دَر را برای ورود افکار و اندیشه‌های مخرب باز می‌گذاریم و بعد از مدتی از ضلع تهدید دچار تخریب می‌شویم و وقتی اجازه ورود القائات و افکار منفی را به درون خودمان دادیم و بعدازاین کار منتظر هستیم که دیگران به ما احترام بگذارند و چنین توقعی را از دیگران داریم و در ادامه دنبال قدرت نیز هستیم که کسی به من حرف درشت و بزرگی نزند و این خودم هستم که با چنین تفکراتی برای ذهن خودم خوراک تعیین می‌کنم. پس خوراکی که من به ذهن خود می‌دهم بسیار مهم می‌باشد و اگر من ندانم که چه خوراکی به ذهن خود می‌دهم این دَر را برای ورود هر چیزی باز می‌گذارم و هر چیزی از هر منبع ناشناخته‌ای که باشد اجازه ورود به ذهن من را دارد و وقتی من چندین ساعت روی این خوراک‌هایی که به ذهنم داده‌ام خودم را مشغول می‌کنم و یک انرژی منفی در درون خودم انباشته می‌کنم که ممکن است در جهت خاصی به حرکت دربیاید و من در جهت منفی از آن استفاده بکنم

این‌که من دَر را باز می‌گذارم این هم مانند زخمی هست که باید درست شود و اگر این شکاف را درست نکنم بازمی‌ماند و ممکن است که هر نوع آسیب و تخریبی به شخصیت من وارد شود. اگر انسان‌ها به این نقطه تشخیص برسند که از کدام ضلع دچار تخریب‌شده‌اند نصف راه‌رفته‌اند که آقای امین جمله معروف لویی پاستور را بیان می‌کنند که می‌گویند اَلسوالُ نِصفُ العِلم. وقتی‌که من بفهمم از کدام ناحیه دچار تخریب‌شده‌ام کارم راحت‌تر می‌شود و بهتر می‌توانم این زخمی که به من زده‌شده است را ترمیم بکنم. پس تشخیص نقش بسیار مهمی را در این زمینه ایفا می‌کند

وقتی‌که من همسفر برای همراهی مسافرم وارد کنگره می‌شوم بسیاری از کارها را به من آموزش می‌دهند که در برابر مسافر خود انجام بدهم و این‌ها را به‌عنوان دستورالعمل‌های عملکردی و دستورالعمل‌های گفتاری از آن یادکردندبخشی دیگری هم به‌عنوان دستورالعمل‌های پنداری و اندیشه‌ای نام بردند. این که من اندیشه، نگرش و تفکرات خودم را در مورد دیگران تغییر بدهم خیلی مهم استاین نکته بسیار مهمی است که باعث می‌شود به مسافر کمک بسیار زیادی شود این‌که من یک همسفر هستم و چطور باید در مورد مسافر خود فکر بکنم و نوع تفکر و افکاری که من در ذهن خودم دارم در درمان او تأثیر بسزایی دارد و فقط حرف‌ها و سخنان من در این امر مؤثر نیست و این افکار و اندیشه که در ذهن خود پرورش می‌دهم در یاری‌رساندن به او بسیار تأثیرگذار هست. 

شاید مواقعی بگویم که من با مسافر کاری ندارم و در برنامه و کارهای او دخالتی ندارم ولی ممکن است با افکار خرابی که دارم این انرژی منفی را برای او بفرستم و او آن‌ها را دریافت کند و باید در این مورد انرژی بسیاری را هدر بدهد تا این افکار و انرژی‌ها را از ذهن خودش بیرون کند و به خاطر همین موضوع است که گاهی ما این‌قدر افکار مخرب و منفی را در درون ذهن خود پرورش می‌دهیم و گاهی هم باعث منفجرشدن این افکار می‌شویم و باعث می‌شویم که فرد عکس‌العمل‌های وحشتناکی را از خود بروز بدهد. در مورد انتقال صفات باید بگوییم تا بذر چیزی را در درون خودمان نداشته باشیم نمی‌توانیم آن را به دیگران انتقال دهیم اگر من در درون خود محبت را داشته باشم می‌توانم آن را به دیگران انتقال بدهم وگرنه قابل‌انتقال نمی‌باشد و همه این‌ها باید در صور پنهان من وجود داشته باشد. 

وقتی‌که یک ویژگی در انسان اتفاق می‌افتد و من ناراحت بشوم آن قسمت صور پنهان یا آن ویژگی که در انسان هست با فاعل کار ندارد با فعل کار دارد و به قولی فاعل را کنار می‌گذارد و با خود فعل کار دارد. وقتی‌که من از بیماری که فرد گرفته خوشحال می‌شوم حتماً خودم هم آن را تجربه خواهم کرد و کائنات تمام انرژی خودش را می‌گذارد که آن خواسته در من اتفاق بیفتد. وقتی‌که من از موفقیت دیگران خوشحال می‌شوم سیستم من به‌درستی کار می‌کند و در جهت مثبت آن صفات را دریافت می‌کنم و اگر کسی کار زشتی را انجام می‌دهد اگر بخواهیم که شخصیت او حفظ شود باید با فعل کار داشته باشیم و با فاعل آن کاری نداشته باشیم. اگر ما فاعل را محکوم می‌کنیم شخصیت طرف مقابل را خورد کرده‌ایم ولی اگر فعل را محکوم بکنیم سیستم درونی ما طوری پیش می‌رود که ما این عمل را انجام دهیم.

ارسال: رابط وبلاگ همسفر شبنم لژیون چهارم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: لژیون مجازی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرجمشیدلژیون ۱۲ دوشنبه 9 تیر 1399 01:17 ق.ظ
با سلام ضمن عرض تشکر و قدردانی از زحمات همسفر سرکار خانم شبنم و با آرزوی توفیق روز افزون برای ایشان را دارم مرید تشکر
همسفر دوشنبه 9 تیر 1399 12:05 ق.ظ
خدمت خانم فاطمه عزیز خسته نباشید و خدا قوت خیلی آموزنده وعالی بود. مثل همیشه.موفق باشید
همسفر الهام لژیون سوم یکشنبه 8 تیر 1399 10:24 ب.ظ
بسیار زیبا و عالی بیان کردید خدا قوت
مسافرجمشیدلژیون ۱۲ یکشنبه 8 تیر 1399 11:49 ق.ظ
باسلام ضمن عرض دورود و سپاس و خداقوت و خسته نباشید خدمت همسفر سرکار خانم پروین وهمسفر راهنما سرکار خانم فاطمه و با آرزوی توفیق روز افزون برای هر دو نفرتان را دارم مرید تشکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic